سیستم خوناشامی من
قسمت: 33
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
سیستم خونآشامی من
چپتر 33: هدف بعدی
برای لحظهای کوتاه، کوئین دنیایی که تواناییها در آن وجود داشت را فراموش کرد. دنیایی که مردم سعی نمیکردند بر یکدیگر غلبه کنند، آن هم برای چه؟ غرور.
او به پایین نگاه کرد و میتوانست دو شمشیر را ببیند که در شکمش جا گرفته بودند. خون از تیغهها میچکید. فی تیغهها را رها کرد و با دهان باز یک قدم عقب رفت، جوری تظاهر میکرد که گویی همهچیز یک اتفاق بود.
اما کوئین گول نمیخورد و خوب میدانست چه اتفاقی رخ داده بود. وقتی چرخید، توانست لبخندِ روی چهره برندون را ببیند. کوئین سپس انتهای دو تیغه را گرفت و با قدرت خود انتهای آنها را شکست.
درحالیکه هنوز نیمه دیگر آنها در شکمش بود به سمت فی حرکت کرد.
کوئین گفت: «میخوای بازی کنی، پس بیا بازی کنیم. تو یه مقدار از خون من رو گرفتی، پس درستش اینه که من هم یه مقدار از مال تو رو بگیرم.»
فی با شنیدن این کلمات، نتوانست جلوی عقبرفتن و دورشدنش از کوئین را بگیرد. چیزی تغییر کرده بود؛ نگاه درون چشمانش.
سپس وقتی کوئین تنها چند فیت با او فاصله داشت، دست خود را بالا برد. «ضربه خو...»
اما قبل از آنکه کوئین اجرای مهارت خود را کامل کند، دستش با یک تیغه کنار زده شد.
لئو درحالیکه با شمشیر به کوئین اشاره میکرد گفت: «تمومش کن، همین الان. دو کار اشتباه باعث درستشدنش نمیشه. و شما دوتا، فکر نکنید متوجه نقشه شما نشدم. من دانشآموزهایی که نتونن از قوانین کلاس پیروی کنن رو نمیخوام. میتونید سلاحهاتون رو همینجا رها کنید و دیگه اجازه شرکت توی کلاس مبارزه در تالار سلاح رو ندارید.»
در همین لحظه، دو مرد نظامی در کنار کوئین ظاهر شدند.
لئو گفت: «اون رو به دفتر پزشک ببرید و مطمئن شید درمان بشه.»
لایلا داد زد: «صبر کنید! شاید بهتر باشه من باهاش برم و مطمئن بشم حالش خوبه!»
«اون پسر قویه. نگران نباش خانم جوان، اون از پس خودش برمیاد.»
با اینکه لایلا نگران زخمیشدن کوئین بود، اما این نگرانی اصلیاش نبود. از زخم روی شکم کوئین به نظر میرسید خون زیادی از دست داده باشد. حتی اگر خونآشامها سرعت درمان فراطبیعی داشته باشند، آن انرژی باید از جایی تامین میشد و خیلی زود باید جایگ...
کتابهای تصادفی
