سیستم خوناشامی من
قسمت: 39
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
سیستم خونآشامی من
چپتر 39: آزمون
با قضاوت از لحن وردن، به نظر میرسید که هر لحظه ممکن است جوش بیاورد و لایلا برای این آماده بود. او حسهایش را در آمادگی بالا نگه داشته بود و آماده بود تا هر لحظه از توانایی خود استفاده کند. حتی کوئین مطمئن نبود که وردن ممکن است دست به چه کاری بزند.
کوئین با صدایی نرم به امید اینکه شرایط را آرام کند پرسید: «وردن، حرفی که لایلا زد حقیقت داره؟ تو بهش حمله کردی؟»
وردن توضیح داد: «متاسفم، ببخشید که بهت حمله کردم. وقتی خون کوئین رو دیدم، فکر کردم شاید عامل حمله دوباره برگشته تا انتقام بگیره. فکر کردم اومدی به من و پیتر هم حمله کنی. نمیدونم خبر داری یا نه، ولی پیتر فقط سطح یکه و حتی با اینکه ساعت من میگه سطح پنج هستم، برای استفاده از تواناییم باید یک نفر رو لمس کنم. وقتی وارد در شدی، چارهای نداشتم جز اینکه اول دستبهکار بشم.»
لایلا درحالیکه هنوز عصبانی بود گفت: «چطور میتونیم باورت کنیم؟»
برای او واضح بود که وردن تعادل نداشت. گویی حس و حال و ذهنش تمام مدت تغییر میکرد. لحظهای قبل احساس میکرد وردن دوباره قصد حمله به او را دارد و ناگهان آرام شده بود؛ لایلا این را باور نمیکرد.
هرچند، حتی کوئین احساس کرد که وردن عجیب رفتار میکند. گویی وردن همیشه سعی داشت چیزی را مخفی کند، مثل زمانی که از وردن پرسیده بود چه اتفاقی میان او و سالدومیها رخ داده بود و حتی حالا درمورد اتفاقی که بین او و لایلا افتاده بود.
وردن گفت: «فعلا شما رو به حال خودتون میذارم. بهخاطر اتفاقی که رخ داد متاسفم. کوئین، اگه چیزی لازم داشتی خبرم کن.» او سپس از صندلی خود بلند شد و آن دو را تنها گذاشت.
لایلا گفت: «دیدی منظورم چیه؟ اون تعادل نداره. درک میکنم اون چندبار ازت محافظت کر...
کتابهای تصادفی
