فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

سیستم خوناشامی من

قسمت: 42

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

سیستم خون‌آشامی من

چپتر 42: هدف تمرینی

بالاخره دانش‌آموزها همان‌طور که از آنها خواسته شده بود در تالار اجتماعات جمع شدند. آنها در میان خود شروع به همهمه کردند، چراکه هیچ نشانی از معلم‌ها دیده نمی‌شد و فقط دانش‌آموزهای سال‌دومی آنجا بودند. فهمیدن تفاوت سال میان دانش‌آموزها ساده بود، زیرا روی پیراهن آنها نشانی تعبیه شده بود که تفاوت را بیان می‌کرد.

مونو پرسید: «همه اینجا هستن؟»

«آره، همه از کلاس دِل و کلاس مبارزه با سلاح باید اینجا باشن.»

«پس بیاید شروع کنیم.»

در این لحظه مونو طنابی را کشید و پرده‌ها چیزی که پشت خود داشتند را آشکار ساختند. با کنار رفتن پرده‌ها، وردن که بدجور کتک خورده بود درحالی‌که به یک تخته چوبی بزرگ بسته شده بود به نمایش درآمد.

سپس چند دانش‌آموز سال‌دومی گاری‌هایی را که به نظر می‌رسید با سنگ‌هایی بزرگ و گرد و سیاه‌رنگ پر شده باشد با خود آوردند. مونو یکی از توپ‌های گرد را برداشت و در دست خود نگه داشت.

مونو گفت: «این یه توپ فلزیه که قدرت کریستال جانوری درونش تعبیه شده. وقتی زمین راهی پیدا کرد تا کریستال جانوری رو با سلاح‌های خودش ترکیب کنه، یه نقطه عطف توی جنگ به وجود اومد. اما چیزی که توی سال اول بهتون یاد نمیدن اینه که سلاح‌های جانوری باید با توانایی خودتون فعال بشن. وقتی فعال بشن، قدرتی اضافی از خودشون آزاد می‌کنن. هرچقدر کریستال جانوری استفاده‌شده برای ساخت سلاح بهتر باشه، قدرتش هم بیشتر می‌شه.»

کوئین که شاهد همه‌چیز بود، نمی‌توانست از وردن که بدجور کتک خورده بود چشم بردارد. برایش جای سوال بود که مونو چگونه می‌توانست اینگونه راحت آنجا بایستد و صبحت کند. گویی درحال ارائه سخنرانی برای کل کلاس بود. «پس ما سال‌دومی‌ها تصمیم گرفتیم به شما افراد کلاس سلاح جانوری و بعضی دیگه از سال‌اولی‌ها راه میانبر نشون بدیم. امروز با کمک این توپ‌ها بهتون نشون می‌دیم که چطوری یه سلاح جانوری رو فعال کنید.»

همین زمان بود که یکی از دانش‌آموزهای سال‌اولی دست خود را بالا برد تا سوالی بپرسد. «اوم، ببخشید، ولی هیچکدوم از معلم‌ها درمورد این خبر دارن؟»

برای یک لحظه سکوت حکمفرما بود. حتی سال‌اولی‌ها باور نمی‌کردند یک نفر در این شرایط چنین سوالی بپرسد. کاملا واضح بود که این‌کار بدون اجازه معلم‌ها درحال انجام بود.

سپس یک دانش‌آم...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب سیستم خوناشامی من را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی