سیستم خوناشامی من
قسمت: 47
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
سیستم خونآشامی من
چپتر 47: رهبر سال دوم
زنی که کنار پیتر ایستاده بود، موهای بلند نقرهایرنگی داشت که تا کمرش میرسید. روی سرش، یک کلاه صاف بود و شمشیر دندانهدار بزرگی داشت که به نظر میرسید از استخوان جانور ساخته شده باشد.
از بدن او هالهای متصاعد میشد. او شبیه خواهر بزرگتری بود که هر وقت به او نیاز داشتی تو را از دردسر نجات میداد.
بهمحض اینکه وارد اتاق شد، همه درجا خشکشان زد، بهجز یک دانشآموز سالدومی که هنوز گرم مبارزه بود تا اینکه بالاخره دید که ارین گارد خود را پایین آورد.
او به یورش به سمت جلو ادامه داد و آماده حمله بود، اما پیش از آنکه حتی لحظهای بگذرد، معلم مونث که تازه وارد اتاق شده بود ناگهان کنار دانشآموز سالدومی ظاهر شد و لحظهای بعد، دانشآموز روی زمین سقوط کرد و پشت پایش کاملا خونی بود.
«اون کی رسید اونجا؟»
«هی ساق پاشو نگاه کن، فکر میکنی کار اون بود؟»
مونو بهمحض اینکه فهمید چه کسی وارد اتاق شده، شلاق روحی خود را کنار گذاشت. مونو معلمها و افراد با موقعیت بالای زیادی را در مدرسه میشناخت. هرچه نباشد، تاکنون یک سال را آنجا گذرانده بود و کسی که وارد اتاق شده بود، کسی نبود که بشود با او در افتاد.
وقتی گفته بود که هرکس گوش نکند مجازات میشود، شوخی نبود. نام زن فِی دالوم بود. او در آکادمی یک گروهبان بود و بیشتر مسئولیت آموزش جوخه را برعهده داشت.
مونو گفت: «هرکسی جز اون.»
نهتنها این، بلکه توانایی او نیز «ابرسرعت» بود؛ بدترین رقیب برای مونو. مهم نبود چقدر از آینده را بتواند ...
کتابهای تصادفی
