فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

سیستم خوناشامی من

قسمت: 48

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

سیستم خون‌آشامی من

چپتر 48: رهبران آکادمی

تمام دانش‌آموزهای درگیر بازجویی شدند و طبیعتا این شامل کوئین و وردن هم می‌شد. هرچند هر دو آنقدری که فکر می‌کردند سوال‌پیچ نشدند. تنها از آنها خواسته شد اتفاقاتی که رخ داده بود را به یاد بیاورند.

با قضاوت از این واقعیت که بازجوهایشان از شنیدن حرف آنها غافلگیر نشدند، به نظر می‌رسید آنها هرچه می‌خواستند بدانند را از شاگردهای قبلی شنیده بودند و این کار را به‌خاطر مراحل اداری ادامه می‌دادند.

روز بعد از راه رسید و برای دانش‌آموزها آخر هفته بود. درست مثل هر مدرسه دیگری، دانش‌آموزها مجبور نبودند در کلاس‌ها شرکت کنند و آزاد بودند هرجور که بخواهند اطراف شهر بگردند.

هرچند ساعت خاموشی همیشه برقرار بود و آنها باید قبل از ده به خوابگاه برمی‌گشتند و اجازه خروج از شهر را نداشتند.

با این‌حال، درمورد رهبران مدرسه، روزشان به اندازه دانش‌آموزها آرام نبود و همه برای یک جلسه فراخوانده شده بودند. در طبقه آخر مدرسه، رهبران آکادمی در یک سالن اجتماعات نسبتاً بزرگ جمع شده بودند.

یک میز بزرگ وسط اتاق قرار داشت و به دو قسمت مختلف تقسیم شده بود. در راس آن در مجموع چهار صندلی قرار داشت. یکی از صندلی‌ها کمی بزرگتر از بقیه بود که سرژنرال آکادمی روی آن می‌نشست. در آن لحظه، صندلی برای این جلسه خالی بود.

صندلی‌های دیگر، معمولاً به سه ژنرال مدرسه تعلق داشت که در کنار سرژنرال می‌نشستند. یکی از آنها هم رئیس دانش‌آموزهای سال دوم، دوک با آن بازوهای بزرگ عضله‌ای خود بود و همینطور رئیس دانش‌آموزان سال اول، ناتان، که کاملاً برعکس دوک به نظر می‌رسید؛ او بدنی کوچک داشت، عینک می‌زد و همیشه در جلسات مهم لباسی عادی می‌پوشید که دوک را آزار می‌داد.

آن دو نفر با یکدیگر کنار ن...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب سیستم خوناشامی من را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی