سیستم خوناشامی من
قسمت: 56
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
سیستم خونآشامی من
چپتر 56: یادگیری بیشتر
بعد از تمامکردن نبرد شدیدش با نِیت، ساعت استفاده از کپسول واقعیت مجازیاش تمام شد و کوئین دیگر نمیتوانست در مبارزهی دیگری شرکت کند. با اینکه در مبارزه شکست خورده بود، اما با خشنودی رفت، چون چیزهای زیادی حین مبارزه با نِیت یاد گرفته بود.
حملههایش از جمله ضربه خون به قدر کافی قوی نبودند که به توانایی آهنی نِیت صدمه بزنند، ولی ضربهی چکشیاش چرا. ضربه چکشی خیلی قدرتش را افزایش نمیداد، ولی کوئین حالا خوب میدانست که چطور از آن استفاده کند. این حمله روی داخل تمرکز داشت، یک حملهی داخلی بود و حملهای مناسب مقابله با کسانی بود که تواناییهای محکمسازی یا تغییرشکل بدن داشتند.
کوئین خیلی مشتاق بود که بداند آن مرد بلوند داخل فروشگاه دیگر چه آموزشهایی برایش دارد، ولی نمیدانست چطور میتواند بازشان کند. مرد بلوند فقط گفته بود که هروقت آماده باشد، خودشان برایش باز میشوند.
این دو معنی میتوانست داشته باشد؛ یکی ممکن بود زمانی باشد که آمار کوئین بهقدر کافی بالا برود تا پیشنیازهای مهارتهای مبارزه تکمیل بشوند و دوم هم اینکه سطح کوئین بهاندازه کافی بالا باشد.
دومین درسی که آن مبارزه برایش داشت این بود که استقامت چه اهمیتی دارد. قدم صاعقه مهارت فوقالعادهای بود که به او اجازه میداد در لحظه از یک حمله جاخالی بدهد، ولی اگر بیشتر از دوبار استفادهاش میکرد، کارش تمام بود و اگر هم زیر نور خورشید قرار داشت، اصلاً مطمئن نبود که بتواند از این مهارت استفاده کند.
این موضوع، کوئین را به تفکری سخت و طولانی واداشت که در آینده چطور امتیاز آمارش را استفاده کند. شاید سوگرفتن به سمت شخصیت قدرتی یا سرعتی بهترین انتخاب ممکن نبود.
با این فکر در سر، کوئین قراری مهم با لایلا گذاشت. یک چیز بود که بیشتر از هرچیز دیگری باید یاد میگرفت،...
کتابهای تصادفی


