فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

سیستم خوناشامی من

قسمت: 57

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

سیستم خون‌آشامی من

چپتر 57: نقطه‌ضعف

هیچ‌کدامشان برای قدم‌زدن و گفت‌وگوی معمولی به پارک نیامده بودند، بلکه هدفی در ذهن داشتند. با اینکه کوئین همیشه لایلا را وسواسی می‌دانست، به‌نظر می‌رسید این‌بار شخصیت دیوانه‌وار عجیبش به‌دردبخور باشد.

تنها هدف امروز این بود که راهی برای کاهش تأثیری که خورشید روی سیستم دارد یا حتی توقف موقتی‌اش پیدا کنند و هیچ‌کس بهتر از لایلا برای این کار پیدا نمی‌شد. او همه‌چیز را در مورد خون‌آشام‌ها می‌دانست و با خواندن در موردشان بزرگ شده بود.

او هرچیزی که به نظرش می‌رسید مؤثر واقع بشود را سفارش داده بود.

کوئین به تمام آیتم‌هایی که آورده بود نگاهی انداخت و بعد متوجه چند چیز دیگر روی زمین کنار لایلا شد: یک صلیب آهنی، یک بوته سیر و حتی یک قطعه جواهر نقره.

لایلا با دیدن خیره‌شدن کوئین به وسایلش خجالت‌زده گفت: «اوه، اینا برای بعد هستن. درضمن باید بفهمیم که نقطه‌ضعفای خون‌آشام‌های معمولی رو هم داری یا نه.»

کوئین گفت: «خیلی خب، چرا اول چتر رو امتحان نکنیم؟» و خم شد تا برش دارد.

بعد صاف ایستاد و چتر را باز کرد. چتر کاملاً سیاه‌رنگ بود تا نور زیادی از آن عبور نکند. کوئین چندباری چتر را تنظیم کرد تا مطمئن شود که بدنش کاملاً زیر سایه قرار دارد و بعد با صدایی غافلگیر شد.

[آمار به وضعیت عادی برگشت]

وقتی کوئین کاملاً زیر سایه قرار گرفته بود، آمارش کاملاً برگشتند. او سپس دستش را بلند و خیلی آرام از محدوده سایه خارج کرد و همین که نور خورشید کوچک‌ترین بند انگشتش را لمس کرد، دوباره همان صفحه‌ی همیشگی ظاهر شد.

[شما تحت‌تأثیر مستقیم نور خورشید قرار دارید]

[تمام آمار فعلی نصف شدند]

لایلا پرسید: «خب؟»

«کار کرد، ولی حتی اگه آفتاب به کوچک‌ترین قسمتی از بدنم بخوره دوباره شروع به ضعیف‌شدن می‌کنم.»

اینطوری نمی‌شد. نگه‌داشتن چتر آمارش را برمی‌گرداند، ولی نمی‌شد حین مبارزه از آن استفاده کرد. با یک دست باید چتر را نگه می‌داشت و با دست دیگر می‌جنگید. درضمن، چتر یک هدف ضعیف و بزرگ بود که دشمن راحت می‌توانست نابودش کند.

ولی حداقل توانسته بود بفهمد که وقتی با خودش چتر حمل کند، دیگر احساس ضعف نمی‌کند. همین هم برای شروع خوب بود.

لایلا گفت: «اون یه چتر مخصوصه. ازش برای سدکردن اشعه فرابنفش خورشی...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب سیستم خوناشامی من را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی