سیستم خوناشامی من
قسمت: 58
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
سیستم خونآشامی من
چپتر 58: افسانههای خونآشامی
بعد از اتمام امتحان آیتمها، لایلا مصمم بود که چند چیز دیگری که با خودش آورده بود را هم امتحان کند.
کوئین با برداشتن بوته سیر گفت: «واقعاً لازمه نگران همچین چیزی باشم؟»
«نه جداً. راستشو بگم فقط میخواستم همهچیزو امتحان کنم. سیر همیشه بهعنوان دفعکننده شناخته میشه و حالا که میبینم اینقدر راحت گرفتیش، نشون میده که هیچ اثری روت نداره.»
درحالیکه کوئین به سیرها نگاه میکرد، تصمیم گرفت از مهارت ارزیابی هم محض احتیاط استفاده کند. اگر چیزی قابلیت صدمهزدن به او را داشت، مطمئناً سیستم جزئیاتش را میگفت.
ارزیابی.
[یک بوته سیر. بهخاطر حسهای تقویتشدهی شما، ممکن است مزهی فوقالعاده بدی داشته باشد. قابلخوردن.]
خبر خوب این بود که سیستم مطلعش کرد که سیر برایش سمی نیست که یعنی میتوانست این کار را با آیتمهای دیگر هم انجام بدهد. خبر بد این بود که باید سیر را میخورد تا لایلا مشکوک نشود.
سیر را شکست و به قطعات کوچکتر تقسیم کرد و داخل دهانش گذاشت. مزهاش فوقالعاده سنگین بود. حس میکرد در حال خوردن مدفوع سگ است. نه اینکه بداند مدفوع سگ چه مزهای دارد، ولی اگر قرار بود تصورش کند، مزهاش همینگونه بود.
کوئین فوراً شروع به تفکردنش روی زمین کرد و سعی کرد مزهاش را از دهانش بیرون کند.
لایلا گفت: «خب، حداقل سالم بهنظر میرسی.»
درواقع کوئین حتی قبل از استفاده از مهارت ارزیابی هم انتظار این نتیجه را میکشید. از زمان تکاملش، مزهی غذاها کمی تغییر کرده بودند. خوردنیهای شیرین مثل بستنی و کیک حالا مزهی نامطلوبی داشتند و میوهها هم همینطور.
تنها چیزی که هنوز مزهاش را حس میکرد گوشت ...
کتابهای تصادفی


