سیستم خوناشامی من
قسمت: 63
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
توجه انجمن آنلاین به کاربرانی که در مقابل کوئین مبارزه کرده بودند جلب شد و زیر ویدیو شروع به ارسال نظر کردند.
«آره منم باهاش مبارزه کردم و جلوی منم از اون خطوط قرمز استفاده کرد.»
«توی یه چشم به هم زدن شکست خوردم.»
«واقعاً همچین تواناییای توی بازی هست؟»
«شبیه ضربه باد میمونه ولی چرا خطوطش قرمزن؟»
البته، با وجود اینکه آن پست کمی توجهات را جلب کرده بود ولی زیاد موج عظیمی به راه نیوفتاد. هرچی نباشد، چنین پستهایی معمولاً بهطور روزانه از طرف افرادی که شکست بدی خورده بودند و نمیتوانستند شکست را قبول کنند ارسال میشد. آنها صرفا به حریف انگ هکر میزدند تا بلکه باقی کاربران با آنها همدردی کنند.
ولی کسانی که ویدیو را تماشا کرده بودند، به مرور شروع به پینگ کردن سازندگان کردن و از آنها پرسیدند که آیا چیزی که در ویدیو هست واقعیست یا نه. یکی از کارمندان مدیر بازی، ویدیو را بررسی کرد ولی این شخص فقط یک کارمند معمولی نبود، بلکه یکی از دانش آموزان مدرسهای به نام لوگان گرین نیز بود.
خود او هم یک شخص معمولی نبود چرا که هم پسر خالق بازی بود و هم یکی از برنامهنویسهای ارشد بازی. معمولاً برای پیدا کردن باگ* به انجمن سر میزد و اگر چیزی پیدا میکرد، سعی داشت حین حضور در مدرسه آنها را برطرف کند.
سپس ناگهان همان شب متوجه جلب توجه زیاد به آن پست شد. معمولاً به این چیزها اهمیتی نشان نمیداد ولی کارمندان بیش از حد معمول داخل پست تگ شده بودند.
بعد از تماشای ویدیو، ناگهان توجهش جلب شد. لوگان بلافاصله واقعی بودن ویدیو را تشخیص داد. ابتدا دو شناسه کاربری بازیکنهای داخل مبارزه را جستجو کرد و تصمیم گرفت به اطلاعات مبارزه نگاهی بیاندازد.
بعد از بررسی متوجه شد که بازیکنی که درون ویدیو مورد سوال واقع شده، هیچ توانایی خاصی انتخاب نکرده بود.
«نه امکان نداره، یعنی واقعا تونسته سیستم رو هک کنه؟»
سپس لوگان شروع به کنکاش در عمق اطلاعات مبارزه کرد. گزارش بازی و هر آنچه حین مبارزه ثبت شده بود را بررسی کرد، ولی هیچ خطایی پیدا نشد.
لوگان واقعاً احساس آسودگی خاطر کرد، این بازی نه تنها بهخاطر چگونگی تقلید دقیق تواناییها، بلکه بخاطر اینکه هنوز هک نشده بود موفقیت بالایی بهدست آورده بود.
بعد از بهدست آوردن اطلاعات، لوگان چاره ای نداشت جز اینکه تصور کند که این ماجرا ارتباطی با توانایی آن بازیکن دارد. هرچند توان...
کتابهای تصادفی

