فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

سیستم خوناشامی من

قسمت: 66

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

چپتر 66 – اولین شکار

ناگهان، کوئین صدای چیزی را شنید که با سرعت شگفتانگیزی به سمتش می‌آید. وقتی که چرخید بالاخره می‌توانست کاملاً جانور را ببیند.

به اندازه‌ی یک سگ بزرگ و سر یک جونده را بر تن داشت. سیاه رنگ و چهار دست و پا. می‌توانست بگوید که شبیه یک موش غول پیکر است ولی ماهیچه‌های دور بازوهاش عضلانی بودند، در حالیکه بدن فوق‌العاده لاغری داشت. به حدی که خط دنده‌هایش مشخص بود.

وقتی جانور به چند متری کوئین رسید، به هوا پرید و چنگال هایی از دو اندام جلویی جانور ظاهر شد.

کوئین تقریباً از روی غریزه با کشیدند دست خودش یک ضربه خون پرتاب کرد. ضربه با موفقیت به جانور برخورد کرد و به عقب پرتابش کرد. حمله باعث شد بریدگی بزرگی روی شکم جانور ایجاد شده و خون سیاهی از زخم بیرون بپاشد.

درحالیکه جانور در حال بهبودی خودش بود، کوئین تصمیم گرفت از مهارت ارزیابی استفاده کند.

[نام: رت کلاو]

[جانور سطح پایه]

[سلامتی ؟]

[؟]

برخلاف انسان‌ها که وقتی کوئین از صفحه نمایش استفاده می‌کرد معمولاً سلامتی و گروه خونی را نشون می‌داد، در این مورد، فقط اسم و سطح جانور را دریافت کرد.

کوئین با دیدن سطح جانور، احساس ترس کمتری ‌کرد. روی سیاره‌ی ناشناخته ای بود و کوچک بودند هیچ جانوری مبنای پائین بودند سطحش نبود. هرچند، حتی کوئین هم می‌توانست با چیزی مثل رت‌کلاو مقابله کنه.

رت کلاو بازیابی شد و یکبار دیگر مستقیم به‌سمت کوئین حمله کرد، با دیدن تأثیر ضربه خون، او منتظر ماند تا جانور دوباره نزدیک شود.

«ضربه خون!»

ولی کوئین سرعت و کشش رت کلاو را دست کم گرفته بود. آن موش از آخرین بار درس گرفته بود که مراقب چه حرکتی باشد و فوراً برای اجتناب از حمله به یک سمت دیگر پرید.

سپس با افزایش سرعت به جلو رفت و به سمت کوئین پرید.

کوئین موفق شد درست به موقع دستکش خودش را درون دهن جانور فرو کنه و وقتی دو دندان بزرگ رت کلاو با دستکش برخورد کردند، صدای ترَک برداشتن به گوشش رسید.

[دفاع 1]

[دوام سلاح 50 درصد کاهش یافت.]

[قدرت 2 (3) واحد کاهش پیدا کرد.]

«آشغال کوچولو، گمشو کنار!» کوئین فریاد زد و شروع به چرخاندند دست خودش کرد تا جانور را پرتاب کند ولی جانور به سختی چسبیده بود و رهایش نمی‌کرد.

درحالیکه که جانور به دستش چسبیده بود، استفاده از ضربه خون فوق العاده خطرناک بود و برای اجرای ضربه چکشی هم زیادی ...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب سیستم خوناشامی من را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی