فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

سیستم خوناشامی من

قسمت: 75

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

حالا که اسکوردانا، کوئین را پیدا کرده بود، چاره ای جز ایستادگی و جنگیدن نداشت. در سیاره پورتال قرمز، موجودات خطرناک‌تر و رتبه بالاتر از جانوران معمولی وجود داشت.

اگرچه او می‌توانست به بیرون فرار کند، اما هیاهوی ایجاد شده باعث جلب توجه جانوران خطرناک‌تری می‌شد و این آخرین چیزی بود که او می‌خواست.

با نگاه کردن به رت کلاو له شده، فهمید که جانور، قدرتمند است و باید از برخورد با چنگال ها خودداری کند. در حال حاضر استفاده از قدم رعد‌آسا استقامت قابل توجهی مصرف می‌کرد و حداکثر یک بار دیگر در طول مبارزه می‌توانست از آن استفاده کند.

همانطور که موجود عقرب مانند می‌چرخید، بلافاصله شروع به جلو آمدن کرد. کوئین به امید اینکه بتواند آن را بترساند و کمی آسیب وارد کند، دو ضربه خون را بیرون داد. این بار حمله قوی‌تر از قبل بود و خطوطی که دستان او را ترک می کردند ضخیم تر و بزرگتر از قبل به نظر می‌رسیدند.

افزایش سطح دوم مهارت علاوه بر امتیازات اضافه‌ای که در قدرت داشت، واقعاً حمله را بهبود بخشیده بود. اما عقرب هم احمق نبود و با چهار پنجه خود مانع حمله شد.

با ضربه سریع خون، عقرب چند قدم به عقب رانده می‌شد اما هیچ آسیبی، حتی یک خراش سفید روی پنجه ها وارد نمی‌کرد.

«گندش بزنن، پنجه عقرب اسکلت خارجی داره!»

یک دیو با اسکلت خارجی به این معنی بود که اسکلت جانور در خارج قرار داشت و پوسته بیرونی را بسیار سخت کرده بود. وقتی کوئین نگاه کرد و موجود را از نزدیک مورد بررسی قرار داد، متوجه شد که همه‌ی قسمت‌های موجود به غیر از قسمت بالایی بدن با نوعی پوسته پوشیده شده است.

این نقطه ضعف جانور و جایی بود که باید ضربه می‌زد.

کوئین با نقشه‌ای که در سر خود داشت یک بار دیگر به جلو حمله کرد و عقرب چهار پنجه خود را برای حمله باز کرد. پنجه اول به سرعت فرود آمد و او توانست از حمله جاخالی دهد و سپس نوبت بقیه حمله ها بود که انجام شوند.

فرار از ضربه پنجه ها دشوار بود اما در حال حاضر کوئین در حالت تمرکز کامل بود، موقعی که پنجه چهارم برای حمله بیرون می‌آمد، بدن جانور کاملا بی‌دفاع بود.

سپس در حالی که کوئین دست خود را برای اجرای مهارت خون آماده می کرد، درد شدیدی را در کمرش احساس کرد. هنگامی که به بالا نگاه کرد توانست چیزی را که به بدنش متصل بود، ببیند و وقتی با نگاه آن را دنبال کرد، به پشت جانور رسید.

«یه دم، که قبلا اونجا نبود؟»

جانور کوئین را با دم بلند کرد و محکم به دیوار زد. وقتی روی زمین افتاد وضعیت سلامتی او ضربه بزرگی خورده بود.

[۱۳.۴۵ وضعیت سلامتی]

همانطور که کوئین به شکم خود نگاه میکرد متوجه شد سوراخ بزرگی در آن ایجاد شده و خون خیلی سریع از بدن او به بیرون جریان...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب سیستم خوناشامی من را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی