سیستم خوناشامی من
قسمت: 83
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر 83 انتخابِ تو
لایلا که شاهد همه چیز بود شگفت زده شده بود، او میدانست ارین قوی است، به خصوص پس از تمرین با او و دیدن مبارزهاش اما همیشه اینطور به نظر می رسد که با هرکس روبرو شود، اصلا رقیبی برایش نخواهند بود.
اگرچه ارین قدرتِ لول پنج را داشت، اما به نظر میرسید بسیار قوی تر از آن است. لایلا قبلاً چند کاربر لول پنج را دیده بود، اما آنها در استفاده از تواناییهای خود مهارت نداشتند.
ارین سپس به سراغ یکی از دانش آموزانی رفت که پاهایش یخ زده بود. او همان کسی بود که اندکی قبل حرف زده بود و ارل چپ چپ به او نگاه کرد.
ارین دستش را روی شانهی او گذاشت و آرام آرام یخهایی که پاهایش را احاطه کرده بودند، شروع به بالا آمدن کردند و بدن او را پوشاندند.
«صبر کن، همه چیز رو بهت میگم، نمیدونم پیتر کجاست، قرار بود چند لحظه پیش همینجا ببینیمش، اما نیومد.»
لایلا پرسید: «چرا پیتر قایم میشه؟»
ارل درحالی که توی ماشین گیر کرده بود فریاد زد: «بِن بهشون نگو! اگه اینکارو بکنی، ازگروه بیرونت میکنم!»
ارین سپس نیزهی یخی دیگری را در دستش جمع کرد و دوباره آن را پرتاب کرد، این بار پای ارل را هدف گرفت. به نظر می رسید نیزه را با قدرت بیشتری پرتاب کرده، بطوری که نیزه به پای ارل چسبیده بود، ارل از درد فریاد میکشید و اعداد بار دیگر روی دستگاه شروع به افزایش کردند.
این دفعه اعداد از بیست رد شدند و تا سی افزایش پیدا کردند.
سر و صدای آنها شروع به جلب توجۀ سایر دانش آموزان کرد که مشغول تمرین در خارج از زمین مبارزه بودند.
«سی؛ هیچوقت همچین عددی نگرفتم، یعنی چقدر قویه؟»
اما لایلا می دانست که این، همۀ توانِ ارین نیست؛ در محل آزمایش قدرت او به عدد پنجاه نیز رسیده بود، ارین به آنها آسان گرفته بود.
ارین سپس به بِن نگاه کرد و شروع به تشکیل نیزهی دیگری کرد.
«نیزهی بعدی میره توی یکی از سوراخهات ...
کتابهای تصادفی

