سیستم خوناشامی من
قسمت: 84
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر 84 مامور 83
داخل یکی از اتاقجلسات واقع در ساختمانِ سال اولیها، جلسهای تشکیل شده بود. در حال حاضر نیتن سرِ میز نشسته بود و فی که مسئول تحقیق راجع به دو دانش آموز مفقود شده بود هم در کنارش بود.
همانطور که منتظر بودند، چندین معلم دیگر وارد اتاق شدند. دِل، معلم وُردن و کوئین؛ لئو معلم سلاح های جانوری و سرانجام هیلی، پزشک مدرسه بود.
نیتن نمیخواست در مورد آنچه اتفاق افتاده صحبت شود زیرا او مسئول دانش آموزان سال اولی بود. بنابراین، معتمدترین زیردست خود را صدا زد تا در کنارش بقیه را از برنامههای خود مطلع کند.
نیتن پرسید: «فی، لطفا علت دعوت شدن بقیه به اینجا رو توضیح بده.»
سپس فی با گزارشی که در دست داشت ایستاد.
«همونطور که مطلع هستید، دو نفر از دانش آموزان مفقود شدن و به همین دلیل مجبور شدیم سفر سال اولیها را به تعویق بندازیم. با این حال، اگه فقط یک مفقود شدگی ساده بود، امروز شما رو به اینجا احضار نمیکردیم.»
فی سپس دکمهی روی کنترلش را فشار داد و یک هولوگرام ظاهر شد که سیارۀ خاصی را نشان می داد که در اطراف آن، دو قمر وجود داشت.
«به نظر میاد دانش آموزان مفقود شده وارد یک پورتال شدن اما نه هر پورتالی، یک پورتال قرمز.»
بقیهی حاضرین وقتی این خبر را شنیدند، رنگ از رخسارشان پرید.
«نمیدونیم چرا و چطور، ولی یکی از اون دو نفر وُردن بلیدـه. یک اصیل از خانوادهای قدرتمند. ماموریت ما زنده برگردوندن او نیست، بلکه اینه که حداقل جسدش رو برگردونیم. به این ترتیب خانوادهاش میتونن باهاش خداحافظی کنن و خشمشون کمتر بشه.»
لئو پرسید: «اون یکی دانش آموز چی؟»
«اون دانش آموز آخرین اولویت ما هستش؛ او با نام کوئین تالن شناخته میشه، یک لول پایینِ یتیم. جای هیچ نگرانی نیست.»
هیلی پرسید: «میدونید پورتال به کجا منتهی میشه؟»
فی توضیح داد: «همونطور که توی نمودار مشاهده می کنید، پورتال قرمز من...
کتابهای تصادفی
