سیستم خوناشامی من
قسمت: 103
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر ۱۰۳ _خرید از فروشگاه
بلافاصله بعد از فرستادن کریستال پیشرفته، پول به دست کوئین رسید. بخش تحویل پورتال بعد از اسکن مطابقت کریستال ارسالی رو با کریستال آگهی تأیید کرد. همزمان با ارسال شدن بسته، ساعت کوئین به صدا در اومد.
نگاهی به ساعتش انداخت، ۱۲،۰۳۰ واحد اعتبار داشت. هیچ وقت فکر نمیکرد بتونه این مقدار پول به دست بیاره.
قدم بعدی اون این بود که بتونه قدرت زمین رو از مدرسه یاد بگیره. بعد از به دست آوردن اون قدرت، احتمالا با سخت کار کردن می تونست قدرتش رو به سطح ۳ برسونه. اون وقت میتونست به گروه شکارچیا ملحق بشه و باهاشون سفر کنه.
کشتن جانوارای بزرگ و فروختن هستهی اونا. ولی حتی اون زمان هم مجبور بود ۱۲۰ تا جانور بکشه تا بتونه پولی که الان داشت رو به دست بیاره.
کوئین قبل از هر چیزی بلافاصله ۱۶ کریستال پایه رتکلاوها رو به فروش گذاشت. این بار هم کریستال ها بلافاصله به فروش رسیدند. همیشه آدمها یا شرکت هایی پیدا میشدن که دنبال این کریستال ها باشن. اگه نمیشد از اون کریستال ها سلاح درست کرد، به حای منبعی برای تولید انرژی استفاده میشدن.
روشن کردن وسایل نقلیه، چراغ ها، موتورها و هر چیزی دیگه ای که برای کار کردن نیاز به انرژی داشت.
در حال حاظر مجموعا ۱۳.۶۳۰ واحد اعتبار داشت؛ هر چند لحظه یک بار به این شماره نگاه میکرد. هیچ کنترلی روی لبخندی که تمام صورتشو گرفته بود نداشت.
با برگشتن به فروشگاه کوئین شروع به جستوجوی دو تا کریستال متوسط کرد. فروشگاه میگفت دستکش هایی که کوئین نیاز داره به نوع خاصی از کریستال نیاز نداره، بنابراین اون دو تا کریستال ارزون قیمت که هر کدوم چیزی حدود ۱۰۰۰ واحد قیمت داشتن پیدا کرد و خرید، و این باعت کاهش ناگهانی اعتبارات اون شد، اما این هزینه ای بود که باید پرداخت میکرد.
قبل از این که کسی بتونه پول در بیاره باید پول خرج کنه و پول خرج کردن بلد باشه. تجهیزات بهتر به اون توانایی شکار جانورهای قوی تری رو میده و در نتیجه اون میتونه پول بیشتری در بیاره.
قبل رفتن پیش پورتال برای دریافت کریستالهایی که خریده بود، کوئین تصمیم گرفت کمی بیشتر تو فروشگاه بگرده تا که شاید بتونه چیز مفید تری پیدا کنه.
اون به اقلام داخل فروشگاه نگاه میکرد، اما هر کدوم از اون ها به کریستال های جانورهای خاصی نیاز داشتن که پیدا کردن اونها تو بازار غیر ممکن بود.
اونجا بود که فهمید اقلام موجود در فروشگاهی که ازش خرید میکنه بسیار کم به نظر می رسن، حتی اگر میخواستی سلاح یا زره مشابهی رو ببینی نمیتونست پیداش کنی.
بعد از جستجو های زیاد کوئین تصمیم گرفت تا پول زیادی رو صرف خرید یک جفت چکمه ی سیاه بکنه. اون عمدا طرحی رو انتخاب کرد که چندان زیبا ...
کتابهای تصادفی

