فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

سیستم خوناشامی من

قسمت: 110

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

قسمت ۱۱۰: ارتقاء سایه

کوئین تصمیم گرفت کمی بیشتر و جدی‌تر به پیشنهاد لوگان فکر کنه. برای اینکه بتونه از توانایی‌هاش استفاده کنه، لازم بود که طبق برنامه وردن پیش بره. به این ترتیب دیگه کسی دنبالش نمی‌کنه. اما قبل از اون نیاز داشت که مردم فکر ‌کنن توانایی‌های اون مثل بقیه هست.

اما مشکل اینجا بود که توانایی سایه به خون‌آشام‌ها ربط داره، و به احتمال زیاد فقط خون‌آشام‌ها می‌تونن این نوع توانایی‌ها رو یاد بگیرن و اگه قرار باشه به بازی اضافه بشه، مشکلی بزرگی ایجاد می‌کنه.

کوئین گفت: «متاسفم. این توانایی مال من نیست، تو می‌دونی این اواخر چه اتفاقی برای من افتاده؟»

لوگان متعجب پرسید: «مگه چه اتفاقی برات افتاده؟»

کوئین توضیح داد که اخیرا به همراه دوستش وردن به یک سیاره پورتال قرمز رفته. و در حالی که اونجا بوده کتاب توانایی پیدا کرده و فقط مهارت ناپدید شدن کتاب رو یاد گرفته.

لوگان گفت: «که این‌طور. انگار من خیلی توی اتاق موندم و از اتفاق‌های اون بیرون بی‌خبرم. بنابراین برای توانایی که با دوستت یاد گرفتی، باید ساعت تغییر کنه.»

لوگان نشست و کمی فکر کرد. بازوهای ماساژور کارشون رو تموم کرده بودن و حالا دستگاه دیگه‌ای پشت سر لوگان درحال قهوه درست کردن بود.

«خب، این چطوره، تو به من کمک می‌کنی تا توانایی سایه رو به بازی اضافه کنم ولی من این توانایی رو عمومی نمی‌کنم. اگه بخوای می‌تونی بیای اینجا و با یه سرور خصوصی بازی کنی و با استفاده از توانایی‌هات تمرین کنی. حریفی برای مبارزه نداری، اما بدون اینکه کسی ببینتت یا چیزی از توانایی‌هات بفهمه، هنوز می‌تونی از توانایی‌هات استفاده کنی. من کمی بیشتر در موردت مطالعه می‌کنم و تو تمرین می‌کنی. یعنی یه بازی دو سر برد.»

لوگان به محض تموم شدن صحبتش، چرخید و شروع به نوشیدن جرعه‌ای قهوه خودش کرد و نفس راحتی کشید

«آهه، دمای عالی، پس تو چی فکر می‌کنی؟»

به‌نظر می‌رسید اگه کوئین قبول کنه، هیچ ایرادی نداشته باشه. تنها نکته منفیش این بود که کمی شبیه موش آزمایشگاهی می‌شد که مدام یکی تحت‌نظر گرفتتش، اما این چند مشکلش رو حل می‌کرد. قبل از رفتن به سفر پورتال، کوئین می‌خواست قفل خلاء سایه رو باز کنه. در این حالت اگه توی موقعیت خطرناک قرار می‌گرفت یا زیر نور آفتاب گیر می‌کرد، حداقل شانس مبارزه برای زنده موندن داشت.

سیستم گفت: [به‌نظرم برو تو کارش. اگه می‌خوای مهارت سایه رو که قبلا ...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب سیستم خوناشامی من را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی