سیستم خوناشامی من
قسمت: 124
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر ۱۲۴ - افزایش دلربایی
کاربر باد بین دیوارهای سایه گیر افتاده بود، اما موقعیت عجیبی بود. اینطور نبود که نمیتونست حرکت کن بلکه اگه سعی میکرد حرکتی انجام بده، حرکاتش به طرز باورنکردنیای کند میشدن، مثل اینکه تو نوعی چسب گیر کرده باشه.
با وحشتی که توی وجودش بود به کل تواناییش رو فراموش کرده بود. وقتی تونست به درستی فکر کنه، از دستش یه تیغه باد پرتاب کرد و تکه ای از سایه رو برید.
به سرعت از دیوارهها جدا شد و تقریباً در یک لحظه دوباره شروع به از سر گرفتن حملههاش کرد. لحظهای که با توانایی بادش سایه رئ برید، امتیاز سلولی کوئین کاهش پیدا کرد.
[44/100]
همچنین به نظر میرسید که زمانی که خلاء سایه فعال بود، نمیتونست امتیازهای سلولیش رو اون طور که اولش فکر میکرد کنترل کنه، به این ترتیب که اگه میخواست از تواناییهای سایه اش در کنار هم استفاده کنه، باید تو استقاده ی سایهی خلاء محافظهکارتر میبود.
اما درست مثل زمانی که از سایه خودش استفاده میکرد، هر وقت سایه مورد حمله قرار میگرفت امتیاز سلولی کوئین کمی پایینتر میاومد.
کاربر باد همینطور به تلاش کردن ادامه داد و خیلی اروم حرکتش رو بیشتر کرد. کمی بعد، بالاخره آزاد شد.
فریاد زد: «من انجامش دادم!!»
اما وقتی سرش رو بلند کرد، کوئین درست روبهروش قرار داشت. کوئین مچ دستهای کاربر باد رو گرفت و به سمت داخل پچوندشون، حالا کف دستش به سمت صورت خودش بود.
کوئین به هر دو پای کاربر باد لگد زد که باعث شد به زانو در بیاد و یه بار دیگر سایه به پاهاش چنگ بزنه.
برای کاربرهای عنصری، توانایی کنترل عناصر از دست و پاهاشون خارج میشد. این تو آتش و برخی عناصر دیگه کمی متفاوت بود اما برای این مورد صادق بود.
«حالا من ازت میخوام که بدون هیچ مقدمهای به سوال من جواب بدی که چرا دنبال من اومدید!»
کاربر باد با لکنت گفت: «من م... مت... متاسفم!»
«اینا همه ایده ی بن بود، اون گفت که شماها کاربر سطح یکید و ما میتونیم خیلی آسون کریستالهای شما رو برداریم و اونا رو به امتیازات تیم خودمون اضافه کنیم.»
کاربر باد به شدت ترسیده بود. اون نه تنها قبل از این هرگز چنین توانایی عجیبی رو ندیده ...
کتابهای تصادفی

