فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

سیستم خوناشامی من

قسمت: 174

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

قسمت 174: خوب یا بد

هنگامی که دوازده سوزن در بدن ارین فرو رفتند، احساس عجیبی شروع به غلبه بر حواس دیگرش کرد. انگار که چیزی در مغزش فرو رفته باشد. طناب‌هایی که دست و پاهایش را بسته بودند شل شده و آغاز به تجزیه کردند تا زمانی که دیگر او را متوقّف نکرده بودند.

ارین پرسید: «با من چیکار کردی؟»

فکس پاسخ داد: «می‌خواستم بهت نشون بدم عروسک من بودن واقعاً یعنی چی.»

ارین دستش را سمت شمشیرش برد و شروع به حرکت کرد، ولی به‌نظر می‌آمد حرکاتش به حالت طبیعی برگشته‌اند. دیگر آهسته نبودند، پس سعی کرد کاری که می‌توانست قبلاً انجام دهد را تکرار کند ولی احساس کرد چیزی از پشت، مغزش را می‌‌کشید.

«هرکاری که باهام کردی،همین حالا ازش خلاصم کن!» به جلو حمله‌ور شد و شمشیرش را حرکت داد. هرچند، وقتی اینکار را کرد فکس یک نوک انگشتش را حرکت داد و بلافاصله، جهت حرکت شمشیرش تغییر کرد، به هدف نخورده و تنها به کنار رفت.

«بدنم، خودش حرکت کرد؟» برای ارین احساس عجیبی بود که ناگهان کنترلش را از دست بدهد.

فکس داد زد: «بذار ببینیم چی بلدی!» سپس انگشت‌هایش را با سرعت خیلی سریعی حرکت، و با هر حرکت متفاوتی که انجام می‌داد، بدن ارین حرکت می‌‌کرد.

در اوّل ارین سعی کرد مقاومت کند و بر علیه کنترل فکس بجنگد، ولی گویا بی‌فایده بود و او نمی‌توانست هیچ کاری کند. وقتی به این باور رسید که کاری از دستش ساخته نیست، دیگر مقاومت نکرد و فقط با شرایط پیش رفت. با انجام این، شروع به متوجّه شدن چیزی کرد. فکس فقط بدنش را بی‌جهت حرکت نمی‌داد، بلکه داشت یک سری حرکت مشخص را اجرا می‌‌کرد.

شمشیرزنی او سریع‌تر و ماهرانه‌تر از قبل شده بود، و صدای ضرباتش که در هوا حرکت می‌‌کردند سریع و قدرتمند بودند. در حالیکه حرکاتش نرم و انعطاف‌پذیر شده بود به‌شکلی که انگار در حال رقصیدن بود. او در حال اجرای سبکی از شمشیرزنی بود که هرگز ندیده بود، عملا او از مهارت‌های ابتدایی خودش پیشی می‌گرفت.

حین انجام این حرکات، اقدام به تمرکز کردن کرد و فهمید که طناب‌ها فقط داشتند به او جهت حرکت را می‌دادند. درواقع او می‌توانست احساس کند بدن خودش تمامی این حرکا...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب سیستم خوناشامی من را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی