فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

سیستم خوناشامی من

قسمت: 173

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

چپتر 173 عروسک خیمه شب بازی من

بالای ساختمان سال اوّل و روی پشت بام، روز آرامش‌بخشی بود. خیلی گرم نبود و چند روزی باران نباریده بود بنابراین زمین خشک بود. کوئین در همان حال که بقیّه پشت در پشت بام بودند جلوی فکس ایستاد. در کمی باز بود و چهار نفرشان مخفیانه برای دیدن وضعیت خیره شده‌بودند.

دست ارین که بالای دسته‌ی شمشیرش قرار داشت کمی می‌لرزید. بقیّه باید تمام کاری که در توانشان بود را انجام می‌دادند تا او را قانع کنند همین‌طوری بیرون نرود و بلافاصله دعوا راه نیندازد. علاقه‌مند بودند بدانند فکس چه چیزی برای گفتن دارد و اگر او حالا و با سر پر از بخارش بیرون می‌رفت همه‌چیز خراب می‌شد. بهترین گزینه برایشان این بود که کار را بدون هیچ درگیری تمام کنند.

اما اگر اتّفاق می‌افتاد، وردن آماده بود، او در حال حاضر توانایی یخ، توانایی آتش و همچنین توانایی ترمیم آهسته داشت. زمانی که سعی بر گرفتن توانایی داشت بیشتر از چیزی که فکر می‌کرد طول کشید، فردی که بار قبل از او گرفت را نمی‌توانست پیدا کند. خوشبختانه در آخرین لحظه توانست دانش‌آموز دیگری را با توانایی مشابه اما ضعیف‌تر بیابد.

نیاز داشت اطمینان حاصل کند که مهارت را محض احتیاط اگر شرایط طبق نقشه پیش نرفت نگه دارد. اگر فکس واقعاً راه حلی نداشت، او بار دیگر باید خودش را آماده کند که عضو دیگری از بدن خودش را جدا کند. همچنین بعید بود که سیل را برای مبارزه متقاعد کند، حداکثر کاری که از دست وردن برمی‌آمد راضی کردن راتن بود.

سیل غیرقابل اعتماد بود، پس وردن هرگز با حساب باز کردن روی او وارد مبارزه‌ای نمی‌شد.

کوئین گفت: «پس شرایط رو متوجّهی، ما سمت دیگه‌ی در منتظر میمونیم و اگه اتّفاقی براش افتاد...»

فکس با خمیازه گفت: «می‌دونم. همین الآنش هم قول دادم، مگه نه؟ باید بدونی که حرف یه خون‌آشام مقدسه؛ چیزی نیست که بشه راحت بهش پشت کرد.»

«و درمورد مشکل غول، قول می‌دی که بلفاصله بعدش بهمون کمک کنی، درسته؟»

فکس با اعتمادبه‌نفس گفت: «همین الآنش هم راه حلش رو می‌دونم.»

کوئین پاسخ داد: «فقط یه هشدار دوستانه، اون می‌دونه تو چی هستی پس محتاط رفتار می‌کنه.»

فکس گفت: «انگار تو داری تمامی قوانین رو می‌شکنی. فکر کنم مشکلی نباشه اگه برنامه داری بالاخره تبدیلش کنی.»

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب سیستم خوناشامی من را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی