سیستم خوناشامی من
قسمت: 194
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت 194: حقیقتی درباره ترودریم
مثل همیشه، وقتی لوگان داشت یکسری چیزا رو توضیح میداد، میخواست از طریق یک هولوگرام چیزی رو که دنبالش میگشت به بقیه نشون بده. اون همونطور که پروندهها رو بررسی میکرد، برای اونها توضیح میداد.
اون گفت:«وقتی امروز صبح بیدار شدم، از اینکه پاکتنامه رو روی زمین دیدم خیلی شگفتزده شدم. البته ترسیده بودم که نکنه بمبی چیزی توی اون باشه، به همینخاطر عنکبوتهای مکانیکایم رو فرستادم تا بازشون کنن. من اون رو اسکن کردم تا از وجود هرگونه ردی از چیز مخربی در داخل اون باخبر بشم. در کمال تعجب یک قطعه نانو داخل اون بود که یک یادداشت همراهش گذاشته بودن.»
صفحه نمایش تغییر کرد و نسخه اسکن شدهی اون یادداشت روی صفحه برای همه به نمایش گذاشته شد.
«توی این قطعه نانو اطلاعاتی درباره چهار عضو بزرگ خانواده وجود داره، مهمتر از اون اینکه اسم رهبر اونها ترودریم هست. گروه ما موفق به جمعآوری تحقیقات گسترده درمورد اون شده و در اینجا ما میتونیم کارهای بدی که اون در گذشته انجام داده رو ببینیم. دلیل اینکه چرا من این یادداشت رو برای شما ارسال کردم این هست که متاسفانه برای همه شما... ترودریم تا چند روز دیگه از راه میرسه.
« از بین همه فکر کردم که تو بتونی با تواناییهات کاری بکنی که جلوی این دیوانگی و جنون رو بگیری، چونکه ما نمیخوایم شخص بیگناهی صدمه ببینه.»
در انتهای نامه ضمیمه شده بود به پشت، و همه افراد حاضر در اتاق اون رو به خوبی تشخیص دادن. اونها به دفعات زیادی اون رو در تلویزیون دید بودن و حتی برخی از اونها گزارش های مدرسهای درباره این گروه نوشته بودن. این گروه معروف به پیور بودن.
ارین جواب داد:« خب، چی میشه اگر ترودریم به مدرسه بیاد؟ به هرحال اون یک بازدید معمولی از بیشتر پایگاه های نظامی انجام میده. من نمیفهمم که چرا این مشکل ماست، و اینکه چرا ما باید حتی به حرفهای یک گروه نظامی اعتماد کنیم؟»
لایلا گفت:« نمیدونم، شاید اونها چیزهایی رو میدونن که ما نمیدونیم، و من حدس میزنم که به اون قطعه مربوط میشه.»
لوگان گفت:«هرچند دوست دارم بهتون تبریک بگم. من بر این باورم که هرکسی میتونه به این نتیجه برسه.»
فایل ها یکبار دیگه تغییر کردن و این بار حاوی گزارش هایی از بازدید های قب...
کتابهای تصادفی

