فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

سیستم خوناشامی من

قسمت: 197

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

قسمت 197: مشکل‌ساز!

وردن در کنار گروه ایستاده بود و طبق معمول به آن نگاه می‌کرد، او در حال حاضر توانایی زمین سطح چهار را کپی کرده بود. این دومین باری بود که چنین شرایطی را تجربه می‌کرد.

ووردن فکر کرد: انگار این بچه‌ها از دفعه‌ی پیش چیزی یاد نگرفتن. شایدم رفت و آمدم با کوئین باعث شده که بهشون آسون گرفته باشم.

اما در حالی که به این موارد فکر می‌کرد، صدای پیتر را شنید: «برای روبه‌رو شدن با من خیلی ضعیفی. قبل از اینکه بکشمت بهتره از اینجا بری.» و این بار هیچ نشانه ای از ترس در صدایش نبود.

وردن با شنیدن حرف‌هایش نگران شد: لعنتی، این اصلا خوب نیست. قبلا باید از یه بچه‌‌ی سوسول محافظت می‌کردم و حالا باید مراقب یه بجه‌ی نترس و خشن باشم. خدایا منو گاو کن!

وردن نمی‌توانست معلوم کند به پیتر نزدیک است، بنابراین نمی‌توانست مستقیماً وارد عمل شود. تنها کاری که از دستش ساخته بود، صبر کردن برای فرا رسیدن بهترین موقعیت ممکن بود تا به نوعی به قضیه ورود کند.

«چی نالیدی؟» بونز ادامه داد: «اوه فهمیدم، چون تو به سطح ۳ رسیدی فکر می‌کنی که خیلی آدم خاصی شدی. انگار دوباره باید بز-« اما قبل از اینکه بتواند حرفش را تمام کند و...

دست‌پیتر دور دهان بونز قرار گرفت و با چنگال‌هایش دستش را به صورت او محکم کرده بود. سپس با لحنی سرد گفت: «مگه بهت نگفتم که بزنی به چاک؟»

بونز اما بلافاصله با بلند کردن دست‌هایش تلاش کرد تا ستونی خاکی از زمین از زیر پای پیتر ایجاد کند. پیتر اما پس لرزشی که زیر پایش احساس کرد، فهمید که بونز چه قصدی دارد.

اما از جایش تکان نخورد، او منتظر ماند تا ستون به اندازه‌ی کافی بلند شود. سپس در آخرین ثانیه، هنگامی که ستون به چند سانتی صورتش رسیده بود، پیتر جهشی به عقب کرد و را بونز را با خودش عقب کشید تا چانه‌ی صورت کریهش با تمام قدرت به ستون ساخت خودش برخورد کند.

یکی از دوستانش در حالی که دوان دوان جلو می‌آمد فریاد زد: «بونز!» ولی ناگهان و از هیچ جا دیوار بزرگی از بین دو گروه قرار گرفت و در همان زمان بونز از دید پیتر مسدود شد.

حالا وردن در کنار پیتر ایستاده بود. «بیخیالشون شو، فوراً باید از اینجا بزنیم بیرون!»

اما پیتر همچنان بی‌حرکت مانده بود و به‌نظر می‌رسید که می‌خواهد به مبارزه کردن ادامه دهد.

وردن دوباره گفت: «ببین اونا با اینکه مزخرف میگن ولی ...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب سیستم خوناشامی من را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی