فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

سیستم خوناشامی من

قسمت: 234

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۲۳۴: شکار جدید

هم تیمی‌های دانش‌آموز دور او جمع شده بودند تا ببینند که در مورد چه چیزی حرف می‌زند. در حالی که چند نفر دیگر قدمی به عقب برداشتند و حتی دِل هم با دقت و در حالی که یک دستش را دقیقاً بالای رابطش قرار داده بود، وضعیت را تماشا می‌کرد و آماده بود تا هر زمان با یکی از گروهبان‌ها تماس بگیرد.

با این حال، تعداد کمی از دانش‌آموزان هم بودند که قدم جلو گذاشتند. این دسته جزو قوی‌ترین‌ها بودند، یا آن‌هایی که بیشتر از هر چیزی از جنگ لذت می‌برند. حتی با وجود اینکه آنها دیگر هیچ امتیازی از اسکن جانور به دست نمی‌آوردند، اما همچنان می‌توانستند آن را کشته و کریستالش را خارج کنند.

یکی از این دانش‌آموزانی که نزدیک‌تر می‌شد کوئین بود. هنگامی که برای اولین بار یک جانور را کشت، سیستم پاداش ویژه‌ای به او اعطا می‌کرد. با این حال، این جانوری بود که حتی تا به این لحظه توسط انسان‌ها هم کشف نشده بود.

چه بسا اگر کوئین اولین کسی بود که چنین جانوری را می‌کشت امتیاز بسیار بیشتری می‌گرفت.

این ایده که شاید سیستم حتی بیشتر از این به او پاداش دهد، علاقه‌اش را حتی از اول هم بیشتر کرد.

با این حال، او کاملا برای شکار آن موجود آزادی عمل نداشت، چرا که تیم کاشف جانور دورش جمع شده و هیجان و اشتیاق زیادی در چهره‌هایشان مشخص بود. واضح بود که می‌خواستند تا خودشان اولین کسانی باشند که این موجود را شکار کرده و کریستالش را به‌دست می‌آورد.

کمی بعد گروه حرکت‌شان را به سمت موجود سنگ‌مانند آغاز کردند. اگر یک جانور رده متوسط بود، امکان داشت که بخواهند کمی محتاط‌تر عمل کنند اما این احتمالا یک موجود سطح پایین است و پنج نفرشان به سادگی امکان نابود کردنش را در اختیار داشتند.

کوئین با دیدن تیم پنج نفره که در صدد شکار جانور هستند مقداری ناراحت شد. اما او نمی‌توانست در حال حاضر در مقابل این افراد عمل کند. ارزشش ایجاد سر و صدا را نداشت، اما شاید کاری بود هنوز موردی وجود داشت که او می‌توانست انجام دهد.

این جانور به معنای واقعی کلمه مانند یک تکه سنگ بود و که برای مدت‌ها در زمین دفن شده. علاوه بر آن وجود خزه‌ها هم حداقل امکان شناسایی آن را رد می‌کرد و واقعا بعید بود که با چشم ساده کسی بتواند آن‌ها را شناسایی کند.

اما مورد دیگر این بود که حتی با وجود حرکت دانش‌آموزان به سمت آن موجود، هیچ واکنشی از سوی جانور مشاهده نشد و همچنان مانند یک تخته سنگ به‌نظر می‌رسید.

با دیدن این موضوع ایده‌ای به ذهن کوئین رسید. او...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب سیستم خوناشامی من را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی