فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

سیستم خوناشامی من

قسمت: 235

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۲۳۵: فراتر از توان کنترل

فی پس از ضربه‌ای با شمشیر ریپرش، به عقب پرید تا از خون سیاهی که از جانور بیرون می‌پاشید اجتناب کند، سپس با تعویض سریع سلاحش که توسط چشمان عادی انسان قابل دنبال کردن نبود، اسلحه‌اش به یک شمشیر کامل تبدیل شد.

در لحظه‌ی بعد چرخید و ضربه‌ای طولانی را از دم به بالا بدن موجود مار شکل زد و بدنش را به دو نیم کرد.

فی در حالی که به معلم زن خجالتی نگاه می‌کرد با صدایی آزرده گفت: «همه‌ش همینا بود؟!»

معلم در حالی که با شرم سرش را پایین انداخته بود پاسخ داد:‌ «ب-بله.»

پس از تماس اضطراری‌ای که از طرف یکی از گروه‌ها دریافت شده بود، فی با تمام سرعت به سمت‌شان آمد. به‌نظر می‌رسید که دانش‌آموزان با گروهی از جانوران سطح متوسط روبرو شده بودند.

این موجود مار مانند از بالای درختان آویزان بود و وقتی دانش‌آموزان وارد منطقه‌ای شدند که قرار بود ادامه کاوش را در آن انجام دهند، از بالا روی سر بچه‌ها افتادند. معلم هم ترسیده بود و حتی قبل از اینکه تایید کند آنها در چه سطحی هستند، فوراً درخواست کمک کرده بود.

فی فوراً با دیدن این صحنه عصبانی شد. او فقط با یک نگاه می‌توانست بفهمد که این جانوران بالاتر از سطح متوسط نبوده و خود دانش‌آموزان و معلم مطمئناً می‌توانستند مبارزه را انجام دهند.

اما هنگامی که هشداری برای او و دل ارسال می‌شد، به این معنی بود که می‌بایست آن را بدون توجه به هر گونه اتفاقی بررسی کنند.

یک موجود سطح متوسط را یک گروه پنج نفره می‌توانست هندل کند، اما هنوز هم کار تقریبا سختی بود و آنها را از هدفشان دور می‌کرد.

با نگاهی به معلم، فی می‌خواست او را سرزنش کند، اما در همان لحظه صدای دینگ دیگری به صدا درامد و ساعتش دوباره روشن شد.

«بازم یکی دیگه؟ قسم می‌خورم که اگه این یکی هم مثل الان باشه، وقتی برگردم با همه معلم‌های سال اول باید یه صحبت اساسی داشته باشم!» با این جملاتی که از سر عصبانیت گفت، قبلاً از جلوی معلم زن سال اول محو بود.

معلم احساس می‌کرد که دست سرنوشت او را از سرزنش شدن توسط فی نجات داده و عرق پیشانی خود را پاک کرد.

****

[۵۳۳۰/۴۰۰ تجربه]

[شما اکنون در سطح ۱۳ هستید]

[۲ امتیاز آماری به‌دست آمد]

[۴۹۳۰/۸۰۰ تجربه]

[شما اکنون در سطح ۱۴ هستید]

[۲ امتیاز آماری به دست آمد]

[۴۱۳۰/۱۶۰۰ تجربه]

[شما اکنون در سطح ۱۵ هستید]

[۲ امتیاز آماری به دست آمد]

[۲۵۳۰/۳۲۰۰ امتیاز تجربه]

با شکست دادن نوع جدیدی از جانوران، کوئین ۵۰۰۰ امتیاز به‌دست آورد که در مجموع...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب سیستم خوناشامی من را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی