سیستم خوناشامی من
قسمت: 238
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر 238 حالت شوریدگی
به لطف نیزهی سیا، حالا جانور به قدری کند شده بود که کوئین توانست از شاخههای تازیانهای فرار کند.
فکس و پیتر هم بعد از آنکه فهمیدند شاخهها قدرت رشد دوباره دارند، تصمیم به فرار گرفتند.
هر چند کند شدن جانور بیاهمیت نبود.
نیزهی دومی دوباره به همان نقطه که در پای جانور خورده بود فرو رفت.
نیزهها تأثیر خودشان را گذاشته بودند و حالا جانور بیست درصد کندتر و ضعیفتر از همیشه شده بود.
دانش آموزها از این ضعفِ موقت استفاده کردند.
به پوست سختش که آسیب دیده بود حمله میکردند و شاخه ها هم سرعت قبلی خود را نداشتند.
اما جانور هنوز قدرتمند بود و هشتاد درصد از استقامتش را داشت.
او میتوانست حملات چهل دانشآموز مختلف را دفع کند.
سیا همچنان نیزههایش را پرتاب میکرد.
گرچه فقط توانایی پرتاب دوتا از آنها را داشت.
وقتی میخواست سومی را پرتاب کند، نیزهی روحی اول پنج دقیقه قبل از آن نابود شده بود.
مهارت او در اینجور شرایطها فوقالعاده بود.
خود جانور هدف اصلی بود و شاخهها فرعی، تنهی اصلیاش تا وقتی که روی خط صاف حرکت نمیکرد خیلی سریع نبود.
اگر سیا سراغ هیولاهای دیگر میرفت، حتی اگر سطح متوسطی هم داشتند، استفاده از مهارتش سختتر بود، اما در حال حاضر،او یکی از مهمترین افرادی بود که میتوانست جانور را از پا دربیاورد.
دل گفت:«اگه میتونستیم از این هم ضعیفترش کنیم...»
و همان لحظه یکی از افراد که موهای بلوندی داشت، با نیزهی در دستش کنار سیا رفت.
وردن همونطور که نیزهرا سمت پاهای جانور پرتاب
میکرد گفت:«مثل اینکه اینجا واقعا مهارتای خوبی داری.»
با نیزههای روحیِ وردن و سیا، جانور چهل درصد از استقامتش را از دست داد.
تقریبا نصفِ قدرتی که داشت.
حالا حملات دانشآموزها موثر تر شده بود، و آنها که توسط دل مسلح شده بودند، سلاحهایشان کار میکرد.
از نظر کوئین به درگیر شدن او و فکس دیگر نیازی نبود.
دانشآموزهایی که توسط کوئین احیا شده بودند هم به کمک دانشآموزهای پشتیبان درمان میشدند.
حالا که هیولا از تب و تاب افتاده بود، آنها هم به همکلاسیهایشان ملحق شده و با هر آنچه در چنته داشتند حمله میکردند.
ت...
کتابهای تصادفی

