سیستم خوناشامی من
قسمت: 252
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر ۲۵۲: اطلاعات مخصوص
تیغه متوقف شده است اما اگر همچنان به حرکت خود ادامه میداد، بدون تردید جمجمه ی سیا را میشکافت..
سیا دوباره فرصت زندگی را به دست آورد تا ببیند چه اتفاقاتی انتظارش را میکشند و این در حالی است که از زنده ماندن خود، اطمینان ندارد. اما چیزی که در حال حاضر، باعث تعجبش شده این است که دقیقا چه کسی برای نجات او آمده است؟
از گوشه ی چشمش می تواند یک پسر مو مشکی را ببیند که خودش را به عقب میکشد.
سیا فکر کرد: «اسمش چیه؟ فکس؟ سطح اولی نیست؟»
اما در ادامه، آنجا نماند تا موضوع را بفهمد. در حالی که جانور، گرفتار شده بود، سیا به سرعت فرار کرد و خود را به جایی که لوگان و لایلا در پایین خیابان ایستاده بودند رساند.
وقتی جانور دید که بازوی تیغه ای اش به دست سایهای عجیب احاطه شده است و به طور همزمان توسط رشته هایی کشیده میشود، تعجب کرد که بیشتر تحت تاثیر کدام یک قرار گرفته است. بنا به دلایلی، حتی اگر از تمام قدرتش هم استفاده کند نمی تواند بازویش را تکان دهد تا هدفش را بکشد. این چیزی است که پیش از این تجربه نکرده است.
ناگهان پیتر، زمزمه ای را در گوشش شنید.
کوئین گفت: «برو پیش بقیه، به اندازه ی کافی جنگیدی، اگه دوباره آسیب ببینی معلوم نیست دوباره بتونی احیا شی.»
وقتی پیتر به کنارش نگاه کرد، کوئین را در کنار خود دید.
او قبل از اینکه برای مبارزه آماده شود، همه ی تجهیزات جانوری خود را آماده کرده. با این وجود، حتی او و فکس هم برای چیزی که حالا در مقابلشان است آماده نبوند. وقتی به او نگاه میکردی، هیچ شادی ای در چهره اش وجود نداشت، او به طرز مرگباری جدی و کوئین، کاملا متمرکز است.
پیتر در حالی که به بقیه ملحق میشد گفت: «اگه تو دردسر بیوفتی خودمو میندازم وسط.»
پیتر قبل از رفتن، بار دیگر به عقب چرخید.
«کوئین قویه.»
فکس و کوئین با نگاه به جانور، در مورد حرکاتش کنجکاو بودند.
کوئین پاسخ داد: «میدونم.»
[ماموریت جدید دریافت شد.]
[شکست پادشاه شهر زیرزمینی]
[جانورِ پادشاه، ردیف: لیکمورن]
[شهر، پشت سر گذاشته شده و شهرِ خالی از سکنه، توسط جانوران، تصرف شده است. در بین جمعیت جانوران، در نهایت یک موجود توانست تخت پادشاهی را به دست آورد... زمانی که دیگران مشغول محافظت از او ...
کتابهای تصادفی


