فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

سیستم خوناشامی من

قسمت: 350

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 350 سومین خون

درست مثل اجرای مراسم خون روی پیتر ،تصمیم گرفتند لایلا را روی توده ای از برگ‌ بگذارند.

کوئین با افتخار از خود گفت: « بنظر راحت میاد .» زیرا زمان زیادی را صرف مرتب کردن برگها کرده بود تا به شکل بستر در بیاید.

لوگان در یک طرف و وردن در طرف دیگر ایستاد. پس از کمک به کوئین برای آماده کردن همه چیز ،هر دو یک قدم به عقب رفتند.

لایلا گفت: «هی ،لازم نیست از من بترسی ،بیخیال، منم لایلا.»

وردن به شوخی گفت: «میدونی... این فقط برای ایمن بودنه. ما نمی‌خوایم تیکه ای از دستا یا پاهامون گم بشه.» و به یاد آورد که آخرین بار چه چیزی را پشت سر گذاشته اند.

لوگان در حالی که یک قدم دیگر، حتی بیشتر به عقب برمی‌داشت سر تکان داد. «همیشه بهتره که مراقب باشیم. مخصوصاً وقتی نمیدونم چه اتفاقایی ممکنه بیفته ،مطمئنم که درک میکنید.»

پسرها فقط داشتند حال لایلا را بدتر می‌کردند. بعید به نظر می‌رسید که او به چیزی تبدیل شود که دیگران واقعاً از آن بترسند ،اما حرف‌های دیگران به گوشش رسیده بود. وقتی کوئین می‌خواست مراحل بعدی را شروع کند ،لایلا مچ او را گرفت.

او پرسید :«نه این که بخوام جا بزنما یا هر چیز دیگه ای، اما میدونی که ممکنه به چه چیزی تبدیل بشم؟»

کوئین واقعاً جواب این را نمی‌دانست ،بنابراین ،سؤال را به سیستم خود انتقال داد.

سیستم پاسخ داد: «هوم ،پاسخ به این سوال بسیار سخت است. میدونی ،من حتی الان هم مطمئن نیستم، چون اون زمان ،حتماً داستان‌های زیادی در مورد موجودات یا شیاطین شنیدی. اونا در زمان من وجود داشتن ،بنابراین فکر می‌کنم امروز هم به عنوان بخشی از فرهنگ سنتی منتشر می‌شن »

«حقیقت اینه که همه‌ی اون داستان‌ها قطعاً از جایی سرچشمه گرفتن و به نوعی بیشترشون حقیقت دارن. همچنین بیشتر اونا با خون‌آشام‌ها ارتباط دارن.»

«رده هایی وجود دارن که به خون‌آشام‌ها نزدیک اند من اونا رو توی دسته الف قرار می‌دهم. اونا شبیه خون‌آشام‌های استاندارد شما هستن اما در مقایسه با اونا تفاوت‌هایی جزئی و شاید کمی منحصر به فرد رو دارا هستن. بعضی از این ها می‌تونن به خون آشام تبدیل بشن و بعد ها ،به چند دسته تقسیم شن.»

«اگر بخوام مثال بزنم مثل کوتوله ،یک موجود نیم وجبی و نوپا . این رده از موجودات از نظر مهارت به خوبی متعادل هستن. اونا توانایی‌های جادویی و درگیری خوبی دارن. با توجه به اینکه هر کدوم از اونا که بعداً تکامل پیدا می‌کنن ،توانایی مخصوص خودشون رو دارند .»

«دسته بعدی دسته بی هست. من این یکی رو دسته نامیرا در نظر می‌گیرم. اینجا جاییه که پیتر (غول) ،وایت ،وندیگو و چند نفر دیگه توی اون جا می‌گیرن. اینها تقریباً هیچ قدرت جادویی ندارن اما اکثرشون با قدرت حمله بدنی خودشون این وضعیت رو جبران می‌کنن.»

«و در نهایت رده سی قرار...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب سیستم خوناشامی من را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی