فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

سیستم خوناشامی من

قسمت: 455

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

درون آزمایشگاه، لوگان سخت در حال کار بود، او در حال تمرکز بود و نمی‌گذاشت چیزی مزاحمش بشود، در واقع، او به اندازه‌ای حواس‌پرت بود که قبلاً یک سرنگ را گرفته بود و درحال حرکت به سمت به بازوی وردن برای وارد کردن آن بود.

او آن را به جلو کشیده و سوزن آماده شده بود.

«تو فکر می‌کنی داری چه غلطی با اون سرنگ می‌کنی!» وردن به او پاسخ داد.

«آه، متاسفم، بهت نگفته بودم که چه اتفاقی میفته؟» لوگان پاسخ داد و به وردن نگاه کرد، طوری به نظر می‌رسید که انگار هیچ اشتباهی نکرده است. «باید تو ذهنم صحبت کرده باشم. من تموم مولفه‌های استفاده شده برای ساخت مایع سبز رو تجزیه کردم و اگرچه فکر می‌کنم بهت هیچ آسیبی نمی‌زنه، می‌ترسم که شاید روی تو هیچ اثری نداشته باشه. این سرم ویژه‌ایه که به نظر می‌رسه برای تقویت خون‌آشام‌ها ساخته شده، نه انسان‌ها.»

«باشه.<وردن گفت و سر خود را عقب کشید و به سوزن در دست لوگان نگاه کرد. به دلایلی، به نظر می‌رسید که او زودتر آن را پایین نخواهد گذاشت. «پس چرا داری سعی می‌کنی خون منو بگیری؟»

«چون، من راه ساخت مایع سبز رو می‌دونم. اگه از خون تو به عنوان پایه استفاده کنم، شاید بتونم چیزی بسازم که توانت رو تقویت کنه. فقط به من اعتماد کن و دست از بچه‌بازی بردار.» لوگان گفت و در حالی که سوزن را به سمت بازوی وردن می‌برد، این حرف‌ها را زده بود.

یک نیشگون کوچک حس شد و خون به سرعت خارج شد. خون زیادی نیاز نبود، بنابراین یک خراش کوچک کافی بود.

با خون وردن در دستانش، لوگان نیاز داشت خون را در یکی از دستگاه‌های عجیب قرار دهد که به سرعت اطلاعات مورد نیاز لوگان را ارائه می‌داد. پس از آن، یکی از کریستال‌هایی که با خود داشت را ذوب می‌کرد.

ترکیب این دو نوع خون با نسبت مناسب به یکدیگر بود که لازم بود. همیشه لوگان کریستال‌های جانور را در دسترس داشت، به دلیل قدرت‌هایی که لباس‌های او استفاده می‌کردند. برای کار کردن، به کریستال‌ها نیاز داشت و به نظر می‌رسید که در حال حاضر بسیار مفید خواهند بود.

لوگان قطره خون را بر روی یک نوار سفید کوچک قرار داد و آن را در دستگاه گذاشت، در حالی که آن را مصرف می‌کرد. به جای نگاه کردن به اعداد، لوگان دست خود را روی دستگاه قرار داد بنابرين او توانست همه چیزی که به نمایش آورده می‌شد را بفهمد، حتی سریع‌تر.

اما، در همین حین چیز عجیبی را...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب سیستم خوناشامی من را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی