جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 51
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت 51: 1 درمقابل 1: نبرد تنبهتن خطرناک!
بای زهمین با حسکردن هجوم ناگهانی هوا که با سرعتی سرسامآور به پشتش نزدیک میشد حتی برای لحظهای درنگ نکرد و بدنش قبل از مغزش واکنش نشان داد.
با انجام یک چرخش 180درجه و بالا بردن شمشیر خود، 85 امتیاز قدرت بای زهمین کاملاً فوران کرد و او شمشیر را بهطرز وحشیانهای به سمت پایین چاک داد که گویی میخواهد دشمن خود را به دو تکه تقسیم کند.
کلنگ!
صدای برخورد فلز با فلز بهشدت طنینانداز شد و بای زهمین احساس کرد بازوی راستش کمی بیحس شده است. بااینحال، آمار قدرت او در این مرحله پایین نبود، بنابراین او مجبور به عقبنشینی نشد.
وقتی بای زهمین به دشمن مورد انتظارش نگاه کرد، لبخندی بر لبانش نشست: «بالاخره اومدی بیرون اِی زامبی لعنتی!»
توصیف مینگ شویی شویی ناقص امّا دقیق بود.
این جانور بدون شک یک زامبی بود. بااینحال، برخلاف زامبیهای معمولی یا هر زامبی دیگری که بای زهمین تاکنون با آن مواجه شده بود، پوست این زامبی کاملاً آبیتیره بود. چشمان زامبی کاملا باز بود و برخلاف بقیه زامبیها، درخشش سبز رنگ در چشمانش نشان میداد که او قدرت بینایی دارد، برخلاف زامبیهای معمولی که نمیتوانستند چیزی ببینند... اما جالبترین چیز این بود که به نظر میرسید بدنش بسیار چابک بود و به جای دو بازو، دو تیغه شمشیر مانند عجیب و تیز داشت.
بای زهمین درحالیکه تمام وزن بدن خود را بهسمت جلو هل میداد و درحالیکه تمام قدرت خود را روی شمشیری که با یکی از تیغههای زامبی برخورد کرده بود اعمال میکرد، فریاد زد: «گمشو!»
درکمالتعجب، زامبی مجبور شد چندین قدم به عقب برگردد. این نشان میداد که قدرت آن بیشک از بای زهمین کمتر بود.
گررر...
غرغر عجیبی از دهان زامبی بیرون آمد و ناگهان بدنش به جلو خم شد و از جایی که لحظاتیپیش ایستاده بود ناپدید شد.
سریع بود! این زامبی فوقالعاده سریع بود!
مرد...