جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 50
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت 50: آدرنالین و دستکاری خون
وقتی بای زهمین پاهایش به طبقه چهارم ساختمان رسید فشاری که احساس کرد بسیار زیاد بود و حس این را داشت که جریان یک آبشار بر سرش میکوبد.
با این حال، حالت چهرهی بای زهمین بهجای ناراحت شدن، تبدیل به یک لبخند کوچک شد.
«هاها، من واقعا قویتر شدم!» بای زهمین با صدای بلند خندید و در حالی که دستش را روی دسته شمشیرش محکم میکرد، قدمی به جلو برداشت.
درست بود، بای زهمین فعلی دیگر همان فرد گذشته نبود. بای زهمین فعلی دیگر همان انسان سادهای نبود که فقط میتوانست بدود و بهصورت تئوری برنامهریزی کند تا بلکه بهسختی شانس پیروزی در برابر یک هیولا را داشته باشد! او در حال حاضر یک تکاملیافتهی قدرتمند سطح 21 بود که حجم زیادی نیروی روح، منجمله قدرت روح یک هیولا مرتبه اول را جذب کرده بود!
بایزهمین کمی با خودش فکر کرد و متوجه شد که شاید نتواند در یک مبارزهی تکبهتک پیروز شود ولی مطمئنا به این معنا هم نبود که شکست میخورد. پس دیگر تردیدی برای پیشروی نکرد.
برد و باخت در این مبارزه، همه و همه به این بستگی داشت که زامبی تکامل یافته چه نوع مهارتی دارد.
بای زهمین با نگاهی مصمم، مهارت دستکاری خون مرتبه اول خود را فعال و آن را روی خودش قرار داد. البته قصدش این نبود که به خودش صدمه بزند. هدف او با تمام دفعات قبلی متفاوت بود.
...
هدف وجود آدرنالین چه بود؟ آدرنالین در اصل یک هورمون بود و میتوان آن را یک «ماده» نیز در نظر گرفت. این ماده توانایی انقباض رگهای خونی، گشاد کردن راههای هوایی و افزایش ضربان قلب را داشت.
اما چه زمانی این ماده اثرات خود را نشان میداد؟ بدن، زمانی که احساس خطر میکند شروع به ترشح آدرنالین میکند و این ماده از طریق خون به تمام نقاط بدن حرکت میکند.
علاوه بر این، آدرنالین فواید بسیار خوبی داشت که برخی از آنها بهبود واکنشها، اف...
کتابهای تصادفی


