جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 63
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت 63: انتخاب کلاس (بخش سوم)
بای زهمین بعد از کشیدن نفسی عمیق و آرام کردن احساساتی که انگار میخواستند از کنترلش خارج شوند، دوباره مستقیم به چشمان لیلیث نگاه کرد و سرش را تکان داد: «لطفا ادامه بده.»
«خوبه.» لیلیث لبخند کوچکی زد، انگار از رفتار و جواب او راضی بود، سپس ادامه داد: «همونطور که قبلاً بهت گفته بودم، حرفهی دیوانه خیلی قویه و قابلیت تقویتی که به فرد میده، باعث میشه که بتونی تبدیل به یک قدرت جهانی بشی و با رسیدن به مرتبهی چهارم، حتی میتونی با قدرتت سرنوشت مردم و کشورها رو هم مشخص کنی.»
«...» بای زهمین نمیدانست در این مورد چه بگوید بنابراین به گوش دادن ادامه داد.
قدرت کافی برای تصمیمگیری دربارهی سرنوشت یک سرزمین؟ تصور چنین چیزی برای بای زهمین فعلی بسیار دشوار بود. حتی بمبهای هستهای که قویترین سلاح بشر بودند نیز توانایی چنین کاری را نداشتند.
چیزی به این بزرگی، برای اوی فعلی خیلی دور از دسترس بود.
«با اینحال، حرفهای که در حال حاضر بهدست آوردی، اسمش «دیوانهخونه» بنابراین بدون هیچ تردیدی از حرفهی دیوانهی خالی خیلی قویتره، چرا که یه کلمهی متمایز و مربوط به تواناییت داخلش وجود داره.» لیلیث با چهرهای جدی به بای زهمین نگاه کرد، جدی ترین حالتی که تا بهحال بهخود گرفته بود. سپس رو به او کرد و هشدار داد: «اگه چیزی که واقعا دنبالش هستی قدرت بیشتره و راهی میخوای که با موفقیت به این سرانجام برسی، خودت میدونی که باید چکار کنی ولی نیازه که حسابی مراقب باشی.»
بای زهمین با حالتی گیج اما هوشیار پرسید: «مراقب؟ مراقب چی؟»
«اگر اشتباه نکنم، این حرفه در نتیجهی روش منحصر به فردت در استفاده از توانایی دستکاری خون بهوجود اومده. یادت میاد در زمان مبارزه با زامبی مرتبه اول، دربارهی بهوجود آوردن مهارت خاص خودت چی بهت گفته بودم؟» لیلیث ابروهایش را کمی در هم برد و با دیدن سر تکان دادن بای زهمین ادامه داد: «این حرفهی منحصر بهفردی که الان بهدست آوردی احتمالا جوابی برای چیزی باشه که تمام این مدت در اختیار نداشتی. یه مهارت قابل فعالسازی که نقطه ضعفت رو پوشش میده ولی در مقابل، بهای این قدرت رو هم ازت میگیره.»
بای زهمین چشمانش را بست و مکثی کرد تا با دقت به این ت...
کتابهای تصادفی

