جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 149
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۱۴۹: شانگوان مرتبه اول: یخِ دلربا(بخش ۲)
«چی؟!»
داخل ویلای اصلی روستا که اخیرا توسط بایزهمین گرفته شده بود، خود و افردش ناگهانی از جا برخاسته و در حالی که به مرد جوان روبروی خود نگاه میکرد، چشمانش با نوعی تعجب برق زد.
«داری بهم میگی که وسط راه یه دسته گابلین بهتون حمله کردن؟» او جوری پرسید که گویی میخواهد تایید کند که گزارش قبلی را اشتباه نشنیده است.
«بله!» راننده جوان و بقیه رانندگان کاروان به رهبری شانگوان فوراً سری تکان دادند.
یکی از آنها نگران و ترسیده فریاد زد: «رهبر بای، یکی از اون گابلین واقعاً بزرگ و قدرتمند به نظر میرسید! خانم شانگوان به ما گفت که مسیر رو ادامه داده و به شما گزارش بدیم، اما خودش تنها اونجا باقی موند و تا با اون موجودات عجیب و غریب مبارزه کنه!»
«لعنتی!» بایزهمین نتوانست وضعیتش را لعنت نکند و به سرعت از جایی که بود ناپدید شد و به سمت جاده شمالی حرکت کرد.
او انتظار نداشت که گابلینها به طور ناگهانی به یکی از افرادش حمله کنند، بهخصوص که به تازگی متوجه حضور این موجودات شده بود!
* * *
در همان حال درون جنگل، شانگوان درگیر نبردی سخت با گابلین چاق بود.
هر یک از آنها در این مبارزه مثبت و منفیهای خود را داشتند، بنابراین از دید یک فرد سوم، ممکن بود به نظر برسد که مبارزه آنها بهشکلی مساوی و پایاپای پیش میرود. با این حال، واقعیت این بود که شانگوان در حال حاضر وضعیت بسیار پیچیدهای داشت.
او با شمشیر یخی حاضر در دستانش ضربهای زد و زخم جدیدی روی پهلوی گابلین چاق ظاهر شد که اکنون مملو از بریدگیهای سبک و سطحی بود که و دائماً خون سبزی از بدنش بیرون میزد.
«کیکیکیکی!» گابلین چاق خندید و عصای استخوانیاش را به سمت او تکان داد و سرعت بالایش باعث شد که هوای اطرافش به دلیل قادر نبودن به تحمل فشار صدایی انفجاری ایجاد کند.
شانگوان به اندازه تجسم خودِ یخ سرد بود. او چند کلمه زمزمه کرد و یک دیوار یخی ضخیم بین او و گابلین چاق در حالی که با عجله به عقب میپرید ایجاد شد.
بــــام!
هنگامی که عصای استخوانی به دیواره یخی برخورد کرد، نیروی ایجاد شده در اثر حمله گابلین چاق باعث شد دیوار دفاعی قدرتمند به هزاران تکه منفجر شده و حتی یک ثانیه هم مقاومت نکند.
موهای نقرهای شانگوان با موج شوک ناشی از انفجار قبلی در هوا میرقصیدتذ. صورتش تقریباً به سفیدی ملحفهای بود، بیمهابا یک دانه کوچک عرق آرام روی بینی کوچکش میلغزید و پایین میآمد.
مجموع مانای شانگوان کمی بیش از ۲۲۰ واحد بود، اما با وجود اینکه نبردش با گابلین چاق سختی پنج دقیقه طول کشید، امتیاز مانای او به نزدیک از ۷۰ امتیاز کاهش پیدا کرده بود.
فعال سازی مداوم مهارت یخی مرتبه اول و ساختن تاکها، خارها، گلولهها، نیزها و دیوارهای یخی برای مهار حرکات و حملات انفجاری دشمن و علاوه بر همه آنها نگهداشتن پیوسته شمشیر یخیاش باعث شده بود تا مانایش با سرعت بالایی تخلیه شود.
...
کتابهای تصادفی

