فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 163

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۱۶۳ - برخورد

درست زمانی که به قسمت‌های عمیق جنگل رسیده بودند، به نظر رسید که زمین‌لرزه‌ای زمین را میلرزاند... اتفاقی است. بای زه‌مین مخفیانه ان را مسخره کرد و آماده مبارزه شد.

در واقع فقط او نبود که اینطور فکر می‌کرد.

پس از از دست دادن تعادل خود در ابتدا پس از غافلگیری، شانگوان بلافاصله بهبود یافت و درست مانند بای زه‌مین با قدم‌های کوتاه و پرش‌های ظریف روی زمینی که روی آن ایستاده بود شروع به حرکت کرد.

اگرچه این کار برای او نسبتاً دشوارتر بود، اما وو یی‌جون نیز کمی پس از بهترین دوست دوران کودکی خود توانست تعادل‌ش را پیدا کند.

[اراده خونی: ۲۱٪ از ۵۰٪]

«دارن میان اینجا، تعدادشون زیاده!» بای زه‌مین در حالی که مهارت خودکار مرتبه دومش را فعال میکرد، به سرعت گفت.

شانگوان سرش را تکان داد و در حالی که به جلو نگاه می‌کرد چشم هایش با سرمای منجمد کننده ای درخشید و در مقابل وو یی‌جون ایستاد تا در صورت نیاز از او محافظت کند.

نه تنها زمین غرش کرد، بلکه درختان غول پیکر اطراف نیز فرو ریختند. حتی برخی از آنها مستقیماً شروع به پرواز در اسمان کردند و سپس با صدای رعد و برق در چند صد متری سقوط کردند.

“مهارت حس خطر من تا به حال فعال نشده بود، پس نباید موجودات مرتبه دوم وجود داشته باشن.” بای زه‌مین در حالی که شمشیر قابل اعتماد‌ش را از غلاف بسته شده به کمرش در می اورد، در سکوت فکر ‌کرد.

تنها چند ثانیه بعد، دشمنان در راس دید گروه سه نفره ظاهر شدند.

همانطور که بای زه‌مین گفته بود، تعداد زیادی از آنها وجود داشت.

گرگ‌های سفید جهش‌یافته، گرگ‌هایی با خز آبی، سگ‌های جهش‌یافته، گربه‌های جهش‌یافته، حتی مورچه‌هایی به ارتفاع یک متر وجود داشتند. با این حال، قابل توجه ترینشان ده دشمنی بودند که از جلو می امدند به خصوص دو تا از آنها.

دو گاو نر با قد سه متری که پوستشان به قرمزی گدازه بود، سه کرگدن با قد تقریباً چهار متری با رنگ سیاه متالیک عجیبی که روی پشتشان می‌درخشید و یک شاخ خاکستری فلزی بزرگ درست بالای بینی شان، سه شیر هم قد دو گاو نر سرخ پوست اما به نظر می‌رسید که پوست آنها را یخ پوشانده باشد و چشمانشان مانند آسمان آبی بود و دو فیل بزرگ ده متری که به جای موجودات زنده شبیه ماشین‌های فولادی بودند و دو عاج بزرگ از دو طرف دهان انها بیرون زده بودند.

بای زه‌مین با دیدن ترکیب موجودات مرتبه اول، مخفیانه روی زبانش کلیک کرد.

شکست دادن آنها برای او نسبتا آسان بود، مشکل این بود که به ...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی