جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 164
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۱۶۴ - قدرت دیوانه خون
نگاههای بای زهمین و فیل غول پیکر رباتیک در همان لحظه با هم برخورد کردند.
فیل فوق پیشرفته پایش را به شدت به زمین کوبید و قصد داشت مورچه کوچک جلویش را به پرواز در آورد، اما در کمال تعجب، قدرتش برای تکان دادن دشمنش کافی نبود.
تاکنون دو فیل که بدنشان با یک زره فلزی عجیب پوشیده شده بود، همیشه توانسته بودند دشمنانشان را به پرواز درآورند. حملات وحشتناک آنها نمایانگر نابودی کامل بود و هر چیزی که در مسیر آنها قرار میگرفت بلافاصله نابود میشد. هر دوی این موجودات دو ارباب کوچک در کل این جنگل بودند و حتی در میان جانوران مرتبه اول مورد احترام بقیه بودند.
با این حال... یکی از آن هیولاهای وحشتناک در مسیر خود متوقف شده بود بدون اینکه بتواند یک قدم دیگر حرکت کند!
فیل غول پیکر دهانش را که پر از خون موجود دیگری بود که احتمالاً اخیراً خورده بود باز کرد و غرش کرد.
بای زهمین در حالی که موهایش از غرش دشمنش میلرزید، به تمسخر گفت: «هرچقد میخوای غرش کن...»
بدون هشدار، او نیز غرش جنگی اش را به صدا درآورد و یک قدم به جلو برداشت، زیرا تمام عضلاتش تا حد ممکن متورم شده بود.
چشمان فیل غول پیکر از شوک گشاد شد زیرا او مجبور شد یک قدم کوچک به عقب بردارد. یکی از پاهای عقبش تقریباً نامحسوس خم شد، اما اتفاقی افتاد.
بای زهمین لبخندی زد و یک قدم دیگر به جلو برداشت و جانور غول پیکر را مجبور کرد یک قدم کوتاه دیگر به عقب برگردد و چند جانور جهش یافته طبقه بندی نشده را که پشت بقیه بودند خرد کرد.
دومین فیل زرهی با عصبانیت غرش کرد که یکی از فیلهای زرهی همراهش را دید که به زور به عقب برگشت و مسیر حمله اش را تغییر داد. با غرش رعد و برق دوم که امواج شوکی را فرستاد که قادر به له کردن پرده گوش یک فرد عادی بود، این موجود سرش را پایین انداخت و دو عاجش را به سمت جلو نشانه رفت و با چشمانی خون آلود به بای زهمین نگاه کرد.
در همان زمان، چهار شیر مرتبه اول به اندازه یک خانه، گامهایشان را آهسته کردند، این کار ابری از گرد و غبار را بلند کردند و با سرعت یک گردباد به سمت بای زهمین حرکت کردند در...
کتابهای تصادفی

