جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 166
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۱۶۶ - نابودی (قسمت ۱)
آخرین فیل زرهی در قید حیات میتوانست وزن دشمن منفورش را که بر روی بدنش ایستاده بود را احساس کند، بنابراین بلافاصله شروع به تکان خوردن کرد و غرش خشمگینش از دهان بزرگش خارج شد.
بای زهمین به شدت تکان خورد، با این حال دندان هایش را به هم فشرد و به پوست سخت فلز مانند هیولا چسبید، درحالی که به حرکت به سمت سر آن ادامه میداد.
فیل زره پوش خیلی زود متوجه شد که تلاش هایش بی فایده است، بنابراین بی درنگ دم و بینی بلندش را به سمت کمرش تاب داد با این هدف که مورچه ای را بزند یا بدنش را به قصد کشت له کند.
خوشبختانه، بای زهمین از قبل آماده شده و همه چیز تحت کنترلش بود، چهار سپر خونی پشت سر او درست بالای بدنش به پرواز در آمدند، یکی بر روی دیگری و یک شکاف کوچک میانشان بود.
بنگ!
بنگ!
بنگ!
دم و بینی هیولا به راحتی از لای سپرهای خونی اول و دوم عبور کرد و آنها را از بین برد و پشتش را با جنازه یکی از شیر های کنترل کننده یخ که قبلا کشته شده بود خونی کرد.
سپر سوم نیز دوباره به صورت قطرات مایع از بین رفت، اما مشخص بود که دو اسلحه فیزیکی هیولا قدرت خودشان را از دست داده بودند، زمانی که به سپر چهارم و آخر ضربه زدند، اگرچه موفق شدند که روی آن ترک ایجاد کنند، اما موفق به شکستن و نفوذ بیشتر به آن نشدند، بنابراین فیل زره پوش مجبور شد دماغ و دمش را عقب بکشد تا یک بار دیگر آنها را تاب دهد.
با این حال، این تمام چیزی بود که بای زهمین نیاز داشت تا با موفقیت خود را به سر هیولای غول پیکر برساند و با تمام قدرت شمشیرش را در سر هیولا فرو کند.
جای تعجب او نبود، نوک شمشیر شوانیوان نتوانست درون سر هیولا نفوذ کند غیر از یک نقطه سفید کوچک و اتفاق دیگری نیفتاد. بای زهمین با ناراحتی زبانش را گاز گرفت و دوباره با عصبانیت بدون هیچ توانایی شروع به ضربه زدن کرد و فقط از شمشیر مانند چوب بیسبال استفاده میکرد.
بوم بوم! بوم!!
با سرعتی وحشتناک، حملات به سرعت انباشته شدند تا زمانی که زره فلزی پوشاننده سر هیولا ترک خورد و گوشت قرمز لطیف داخل آن را آشکار کرد. بای زهمین از این فرصت استفاده کرد و بلافاصله ۱۰۰ امتیاز مانا دیگر را صرف کرد تا خون از دست رفته را برگرداند و با آن چندی...