جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 167
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۱۶۷ - نابودی (قسمت ۲)
بای زهمین در حال تماشای دو زنی بود که با تعجبی غیر قابل انکار به او نگاه میکردند، و او دلیل این نگاه متعجب را میدانست.
«این یکی از مهارتهای منه. اون سه تا کلون های منن.» او بدون پیچیده کردن موضوع درباره آن توضیح داد.
شانگوان پلک زد که باعث شد مژههای بلندش به آرامی سوسو بزنند، و پس از لحظهای شک و تردید به سادگی سرش را تکان داد بدون اینکه هیچ صحبتی درباره این موضوع که شاهد تماشای سه کلون بوده که جانوان طبقه بندی نشده را قتل عام میکردند.
اگرچه او نمیدانست که شاهد تماشا قدرت چه نوع مهارتی است، اما پس از بررسی دقیق به راحتی متوجه شد که اگرچه هر سه کلون، کلون های بای زهمین بودند، اما قدرت کلی آن سه بینهایت کمتر از بدن واقعی بای زهمین بود. گاهی اوقات موجودی سطح ۲۵ در آستانه تکامل وجود داشت که موفق میشد قبل از مرگ از یک یا دو حمله یکی از کلونها جان سالم به در ببرد، که اگر کلون ۱۰۰٪ از قدرت واقعی بای زهمین را در اختیار میداشت هرگز این اتفاق نمیافتاد.
این اتفاق طبیعی بود و باعث شد قلب تپنده شانگوانگ کمی آرام شود. به هر حال، اگر یک بای زهمین قبلاً قدرت هیولا گونهای در اختیار داشت، وجود چهار بای زهمین با چنین قدرتی عملاً او را غیرقابل توقف میکردند. که با عقل جور در نمیآمد چون که ثبت روح کمتر از یک ماه پیش بوده که به زمین آمده بود.
حتی هیولاها برای رشد به زمان نیاز داشتند.
«وای! اون مهارت رعد و برق باید باحال باشه!» وو ییجون مانند یک دختر کوچک هیجان زده فریاد زد در حالی که رعد و برق آبی را تماشا میکرد که روی سطح بدن بای زهمین پدیدار و ناپدید میشد.
بای زهمین فقط کمی لبخند زد و چیزی در این مورد نگفت.
حرکت رعد یک مهارت قدرتمند مرتبه دوم بود که در حداکثر سطح خود قرار داشت، چگونه همچین چیزی میتواند عادی باشد؟ علاوه بر این، لیلیث حتی گفت که مهارت رعد و برق از قویترین مهارتهای یکی از فرشتگان ارتش آسمان بود که توسط خدای کتاب مقدس رهبری میشد.
همه این ها با توجه به اینکه اثر مهارت رعد که چابکی او را ۷۰+ امتیاز افزایش داد همچنان باقی مانده بود، رعد و برقی که روی بدن او چشمک میزند آنقدر خودنمایی میکرد که نمیتوان آن را نادیده گرفت. از آنجایی که او با فعال نگه داشتن مهارت استقامت اضافی...
کتابهای تصادفی



