جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 179
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۱۷۹ - دلهره آور
حدود دویست بازماندهای که توسط سای جینگیی و ژونگدی جمع آوری شده بودند توسط بیش از صد مردی که توسط وو ییجون برای عضویت در نیروهای مسلح دهکده آغازین انتخاب شده بود محاصره شدند.
صد نفر از مسلسل، تفنگ و تپانچه استفاده میکردند. اینها همه اسلحههای گرمی بودند که بای زهمین دقیقاً به همین منظور روز قبل از اردوگاه نظامی خارج کرده بود.
البته، در حالی که امنیت به دلیل تسلیحات مدرن بسیار بالاتر بود، در واقع هیچ یک از این صد مرد توانایی مقابله با گروه بزرگی از موجودات جهشیافته را نداشتند. در واقع، احتمالاً فقط یک دوجین جانور مبتنی بر چابکی یا مخصوصاً دفاع بالا برای نابود کردن همه آنها کافی است.
با این حال، این برای مدت طولانی به همین شکل باقی نمیماند زیرا بای زهمین اجازه نمیدهد آنها بیش از حد به اسلحههای مدرن عادت کنند. تسلیحات مدرن توسط کسانی استفاده میشود که شجاعت مبارزه رو در رو با دشمنان را نداشتند.
با توجه به تعداد زیاد مردم و نیروی روح، به سادگی غیرممکن بود که پس از ورود به جنگل توجه برخی از موجودات را جلب نکنند. این چیزی بود که بای زهمین در مورد آن بسیار واضح بود.
بزرگترین ترس او در واقع آفتاب پرستهای زیرک بود. این هیولاها حتی پایین تر از سطح ۲۰ بودند و هیچ تهدیدی برای کسی با قدرت او ایجاد نمیکردند. اما از نظر ۹۹ درصد افراد حاضر، آنها موجوداتی کشنده و کاملا قاتل بودند.
ناگهان یک شبح از بالای درختی پرید و مانند سایهای غیرقابل توقف بر روی گروه بازماندهها خیز برداشت. هیچکدام حتی فرصت نداشتند واکنش نشان دهند.
معلوم شد که این یک موجود میمونی با قد دو متری بوده که پوست آن کاملا قهوهای بوده است. با چشمان خون آلود، میمون جهشیافته یکی از پاهای جلویی اش را بلند کرد و به قصد له کردن سر یک بازمانده، به طرز وحشیانهای به پایین برد.
چشمان بازمانده پر از ترس شد، اما بدنش به هیچ وجه نمیتوانست واکنش نشان دهد، بنابراین او فقط میتوانست تماشا کند که پنجه میمون جهشیافته نزدیکتر و نزدیکتر به سمت صورتش می آید.
سایهای بین بازمانده و پنجه میمون جهشیافته با سرعت رعد و برق ظاهر شد. با...
کتابهای تصادفی
