فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 191

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۱۹۱ - دوم خرس باستانی مرتبه دوم به طرز شگفت انگیزی قوی است

دو فروند نفربر از نوع ام‌۳ در وسط جاده خاکی، خیلی سریع نزدیک می‌شدند. دو خودروی نظامی مانند دو موجود فلزی به نظر می‌رسیدند که همه چیز را در سر راه خود خرد می‌کردند.

صرف نظر از اینکه تنه درختان بزرگ بود یا قطعات بتنی، نفربرِ ام‌۳‌ها همه چیز را در مسیر خود خرد کردند و به حرکت رو به جلو خود ادامه دادند و قدرت زیاد این ماشین‌ها را برای حرکت در انواع محیط‌ها و موقعیت‌های مختلف به نمایش گذاشتند.

شانگوان بینگ شوئه زیبا و سرد که کمی بیش از دویست متر دورتر روی درختی ایستاده بود، لحظه‌ای میدان جنگ را زیر نظر گرفت و نگاه بی‌تفاتش کمی لرزید.

حداقل می‌توان گفت مکان، درهم و برهم بود و اگرچه او صدای انفجار را از قبل شنیده بود و همچنین شعله‌های آتش، بخشی از جنگل مقابل را می‌سوزاند، قطعاً انتظار نداشت که با چنین جهنمی روبرو شود.

خون، زمین را آغشته کرده بود، دهانه‌ای به قطر بیش از دویست متر در جایی که قبلا بخشی از جاده اصلی بود ایجاد شده بود، بخشی از هر دو بخش جنگل ناپدید شده بود و به چیزی بیش از توده‌ای از خاک سست و سنگ‌های درهم ریخته تبدیل شده بود.

اما چیزی که نه تنها او، بلکه دو مرد نظامی را که نفربرِ ام‌۳ را میراندند، شگفت‌زده کرد، بدون شک وضعیت اسفبار خرس مرتبه دوم بود.

خرس مرتبه دوم نزدیک به بیست نفر را سلاخی کرده بود و حضور بیش از حد آن باعث شده بود ۳۰ نفر از بازمانده‌ها نتوانند در برابر فشار مقاومت کنند، به جنگل فرار کنند و توسط موجودات وحشی دیگر سلاخی شوند.

فرقی نمی‌کرد که اسلحه‌ مورد استفاده یک تپانچه، مسلسل سبک، مسلسل سنگین یا تفنگ باشد. مهم نبود که مهمات مورد استفاده معمولی باشد یا با قابلیت نفوذ بالا. دفاع موجودات قبل از آنها به حدی رسیده بود که آنها فقط می‌توانستند ناامید شوند.

حتي انفجار حدود بيست نارنجك نيز جانور را به طور جزيی مجروح كرده بود. در واقع، زخم آنقدر ناچیز بود که تقریباً می‌شد کاملاً نادیده گرفت! تنها چیزی که در ازای آن به دست آورده بودند، خشم و قدرت آزاد شده هیولا بود!

با این حال...

«حالا من نمی‌دونم هیولای واقعی اینجا کیه.» شانگوان نمی‌دانست در مورد آن چه احساسی داشته باشد، زیرا به وضعیت اسفبار خرس مرتبه دوم نگاه می‌کرد.

جانور به قدری مجروح شده بود که به نظر می‌رسید هر لحظه در شرف سقوط است.

اما وقتی به بای زه‌مین نگاه کرد، متوجه شد که نبردی که در اینجا درگرفته بود حتی شدیدتر از آن چیزی بود که او فکر می‌کرد.

این اولین بار از زمان آغاز آخرالزمان بود که او بای زه‌مین را در چنین وضعیت بدی می‌دید. حتی زمانی که او عملاً جان او را در اولین برخورد و نبرد تا سرحد مرگ با سوسک فروزان مرتبه اول نجات داده بود، او در وضعیت نامساعدی مثل الان نبود، به استثنای سو...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی