جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 196
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۱۹۶ - فرمول ویژه: باروت جادویی
پس از تایید مقدار قدرت نیاز برای تبدیل خرس چهارمتری کهن به ده سانتی متر، بای زهمین تصمیم به آزمایش قدرت گنجینهای که بدست آورده بود گرفت.
ووووووش
لحظهای که او ماشه اسلحه کوچک کننده بینهایت را به آرامی به سمت آن جانور بیجان کشید، یک پرتو نوری بنفش رنگ از نوک اسلحه به بیرون شلیک شد.
به جای یک پرتو، بای زهمین فکر میکرد که این نور بیشتر شبیه نوعی اسکنر است، مانند اسکنرهای چشمی که در فیلمها دیده میشود که در آن شبکیه چشم با نور اسکن میشود.
پس از اینکه پرتو بنفش نور، تمام بدن خرس مرتبه دوم کهن را اسکن کرد، بدنش ناپدید شد. همزمان با محو شدن پرتو نور، بدن این موجود، کوچکتر و کوچکتر شد.
سه متر.
دو متر.
یک متر.
...
در نظر چشمان درخشان شانگوان و نگاه هیجانزده بای زهمین، بدن غول پیکر خرس، با سرعت شگفتآوری شروع به کوچک و کوچکتر شدن کرد.
فقط در عرض پنج ثانیه، بدنی که به اندازه یک خانه بزرگ بود، به یک اسباب بازی کوچک ده سانتی متری تبدیل شد.
«این چیه؟» بای زهمین خیلی زود متوجه چیز عجیبی شد.
درست در جایی که یکی از پاهای جانور قبلا ایستاده بود، یک شی روی زمین افتاده بود.
«احتمالا با بدن این موجود مرتبه دوم پوشیده شده بود.» شانگوان کمی بررسی کرد و جلو رفت تا آن را بردارد.
به نظر میرسید که این شی چیزی شبیه به پوست گوسفند باشد. اما شگفتانگیزترین چیز این بود که چندین حروف باستانی روی پوست گوسفند حک شده بود.
در شبکیه چشم شانگوان، توضیحات و جزئیات آن جسم نمایان شد.
[فرمول باروت جادویی: گوگرد آتش سیاه - خون با خواص سمی - کربن - سنگ روح]
شانگوان ظاهری گیج در چهره داشت. او چیزی نگفت و به سادگی پوست گوسفند را به بای زهمین داد تا او با چشمان خود ببیند.
پس از خواندن محتویات طومار کوچک پوست گوسفند، بای زهمین نمیدانست چه نظری درباره آن بدهد.
باروت مدتها قبل از اینکه ثبت روح روی زمین ظاهر شود مادهای شناخته شده بود، اما این اولین بار بود که او با فرمولی برای ایجاد پودر جادویی مواجه شده بود.
باروت ماده بسیار ترسناک بود و قدرت ...
کتابهای تصادفی
