جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 202
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۲۰۲ - الزامات برآورده شده: دستکاری خون در حال تکامل!
هر چه سطح و مرتبه هستی پایینتر باشد، اگر بر حسب شانس، یا با مهارت واقعی، موفق به شکست دادن و کشتن موجود سطح بالاتر از یک رده بالاتر شود، مزایای بیشتری دریافت خواهد کرد.
واضحترین مثال، تأثیر و میزان جذب نیروی روح بود. در آن زمان، زمانی که بای زهمین برای اولین بار با موجود مرتبه اول روبرو شد، مستقیماً با یک مرحله از سطح ۱۵ به سطح ۲۰ رفت. همین اتفاق اخیراً زمانی که او خرس باستانی بهطرز شگفت انگیزی قوی مرتبه دوم را کشت. تنها یک کشتن او را از سطح ۴۰ به سطح ۴۵ فرستاد، جدای از به دست آوردن تعداد زیادی آمار اضافی به عنوان پاداش.
بای تنها بر اساس تجربیات خود، تاکنون تخمینی وحشیانه و تقریبی انجام داده بود و به این نتیجه رسیده بود که برای رسیدن از سطح ۴۰ به ۴۵، باید صدها هزار یا حتی میلیونها دشمن یا حداقل صد تا دویست موجود مرتبه اول را بکشد.
به همین اندازه سخت بود که با شکست دادن موجودات ضعیف تر، قدرت روح را جمع آوری کنیم و سطح خود را بالا ببریم.
اما، پس از شکست دادن کسی در سطح بالاتر و مرتبه بالاتر، مقدار نیروی روح و پاکی آن تنها پاداشی نبود که میتوانست به دست آورد. تمام بدن دشمن برای خودش یک گنج بود!
خز آنها میتواند به زره سخت تبدیل شود و استخوانهای آنها میتواند به سلاحهای قدرتمند تبدیل شود. گروه بازماندگان بای زهمین از استخوانها به عنوان چاقو استفاده میکردند، این استخوانها حتی تیزتر از چاقوهای واقعی بود که در دمای بالا ساخته میشوند!
علاوه بر پوست، استخوان، تاندون و غیره، گوشت و خون نیز گنج دیگری بود.
بای به عنوان یک موجود مرتبه اول سطح ۴۵، طبیعتاً از نوشیدن خون موجودی نه تنها ۱۳ سطح بالاتر از او، بلکه یک مرتبه بالاتر نیز مزایای خوبی به دست میآورد.
[شما +۲۹ سلامتی دریافت کردید]
[مهارت احیای فوق بشری سطح ۱ مرتبه اول شما افزایش یافت]
[احیای فرا بشری مرتبه اول سطح ۵: اثر مهارتهای احیاگر را بر روی شما تا ۲۰ درصد افزایش میدهد. +۲۰۰ امتیاز سلامت دائمی]
احساس عجیب درد و فشاری که حس میکرد خیلی زود ناپدید شد و تقریباً همزمان با آرام شدن همه چیز، سه پیام در چشمان بای زهمین جرقه زد.
«وای! این سلامتی خیلی زیاده!» او با تعجب فریاد زد. او قطعاً انتظار منفعت را داشت، اما انتظار چندانی نداشت!
«این طبیعیه.» لیلیث در حالی که پاهای کوچکش را در هوا تکان میداد لبخند شیرینی زد. «مرتبه دوم سلامتی زیادی داره. به نظرت چرا اون خرس حتی پس از تمام ضرباتی که بهش وارد کردی نمرد و حتی از بمباران شدید اون ماشینها جون سالم به ...
کتابهای تصادفی
