جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 215
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر 215-روز سوم
در هفته گذشته، در حالی که بای زهمین سخت مشغول ساخت تجهیزات با مواد جانوران جهش یافته بود بقیه مردم روستا هم بیکار ننشسته بودند.
در واقع، هیچکس حتی یک روز هم استراحت نکرد.
صبح روز بعد، چند ساعت بعد اولین و آخرین بازدید شانگ گوان از کارگاه بای زهمین که 7 روز رو در آنجا کار میکرد، چوخهای که از تقریبا 70 مرد مسلح و 30 نفر از کارکنان که در گروه تدارکات تحت رهبری فو شوفنگ و ژونگ دی کار میکردن تشکیل شده بود به سمت جنوب راه افتادند.
جاده های روستا بعد از تلاش و زحمتهای فراوان به سمت پایگاه نظامی پاکسازی و باز شده بود اما با این وجود هم آنها همچنان برای پاکسازی جاده جنوبی و رسیدن به کمپ بایچوان تلاش فراوانی میکردند. زمان رسیدن به آنجا حداقل 3 و حداکثر 5 روز بود.
این کار زمان زیادی رو نیاز داشت، بنابراین ذخیرههای غذایی زیادی همراه خود بردند. بهرحال بخاطر مصرف سوخت غیر قابل تحمل نمیشد که بطور مداوم به روستا برگشت.
در همین حال، گروه هایی کوچک که از 10 عضو تشکیل شده بود در جهات مختلف بدنبال شهرهای کوچکتر بودند. هربار که بازماندهای پیدا میکردند، نجاتشان میدادند و به روستای آغاز منتقلشان میکردند.
در زمان پیدا کردن جیره هم همین اتفاق میافتاد. سربازان با هربار پیدا کردن تدارکات، هیجان زده میشدند، چونکه رهبران قول یک پاداش خاص بعد از بیشتر شدن جیره از مقداری خاص را داده بودند.
بعلاوه، شانگوان به چند متخصص مکانیک دستور جایگزین کردن بدنه خودرو با مواد جانوری را داده بود. بجای جایگزین کردن، شاید بهتر باشد بگوییم از آن برای مستحکم کردن خودرو استفاده شود. او حتی دستور داد تا چرخ هارا با استخوان های هیولا به جای روکشی از پلاستیک جایگزین بشود.
همه از این دستور گیج شده بودند. از این گذشته خوردو ها قبلا به اندازهای تقویت شده بودند که بدون مشکل در برابر حملات یک جانور جهش یافته مقاومت کنند و تنها بخشی از کریستال ها بی محافظ مانده بود.
پس تعویض چرخ ها چه سودی داشت؟
با این وجود، کسی جرئت سرپیچی از دستور او را نداشت. در نبود بای زهمین، بی شک شانگوان قدرتمندترین فرد بود، بنابراین بیشترین اقتدار را میان همه داشت. در نتیجه قبل از تعویض با لاستیک های قدیمی، همه شروع به صاف و صیغلی کردن استخوانهای مفید به شکل گرد و پوشاندن آنها روکش پلاستیک کردند.
...
کتابهای تصادفی


