جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 222
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۲۲۲ - چنهه مرتبه اول
منطقه مرکزی دهکده آغاز جایی بود که ۱۰۰ درصد نیروی جنگی در آن متمرکز بود؛ از رده پایین ترین سربازان گرفته تا کسانی که جوخههای چند ده نفره را رهبری میکردند؛ همهشان در منطقه مرکزی سکونت داشتند.
در حالی که تفاوت هایی در نحوه برخورد با آن ها وجود داشت، چه از جهت نوع غذایی که میتوانستند از خوردن آن لذت ببرند و چه از منظر تجملاتی که میتوانستند فراهم کنند و همچنین تفاوت در کیفیت خانه ها، همه آنها از یک عنوان برخوردار بودند.
حق امتیاز اوایل، خوب بود، زیرا تعداد بازماندگان روستای آغازین به سختی به هزار نفر می رسید. اما پس از اینکه چهار رئیس بزرگ شکست خوردند و گروه بای زهمین قلمرو را تصرف کردند، به طور خستگی ناپذیری شروع کردند به گسترش در همه جهات و در حالی که به دنبال منابع بودند بازماندگان بیشتری را نجات دادند.
بنابراین لازم بود در دولت و تفکیک قدرت ها اصلاحاتی انجام شود. به هر حال، یک سرباز معمولی نمیتواند از مقام کسی برخوردار باشد که قدرت واقعی شهرک را کنترل میکند.
* * *
در یکی از ویلاهای بزرگتر در مرکز روستا.
این ویلا در مجموع چهار طبقه بوده و زمین وسیعی را اشغال کرده است. با توجه به اینکه فقط یک ویلای روستایی بود با کمی تجملات تزئین شده بود. بیش از دوازده زن زیبا و جذاب در سنین مختلف این گوشه و آن گوشه قدم میزدند و حتی کوچکترین ذره گرد و غبار را با دقت تمیز میکردند.
همه این زنان به شدت مراقب کار خود بودند و به نظر میرسید که هنگام حرف زدن، با صدای آرام صحبت می کردند. مخصوصاً وقتی به در بزرگ دوتایی انتهای راهرو که کاملاً باز بود نگاه میکردند.
این ویلا جایی بود که قدرتمندترین افراد در کل روستا گهگاه برای برگزاری جلسات و تصمیم گیریهای مهم آینده دور هم جمع میشدند. یک کلمه از هر یک از افرادی که میتوانستند وارد این سالن بزرگ شوند و در آن بنشینند کافی بود تا زندگی هر یک از این زنان تلخ شود و همه مراقب اعمال خود بودند. علاوه بر این، دستمزدی که دریافت کردند در مقایسه با افراد دیگر بسیار سخاوتمندانه بود، هیچ یک از آنها حاضر به از دست دادن این شغل نبودند.
...
داخل سالن بزرگ، بای زهمین چشمانش را بسته بود و استراحت میکرد.
لیلیث که با فرم لیلی پشت سر او ایستاده بود، لبخندی کمرنگ روی صورتش داشت، در حالی که چشمان تیره و جذابش هرازگاهی برق میزد.
محیط آرام و ساکت بود، این فضای آرام، تنها زمانی میتوانست وجود داشته باشد که اعتماد بین دو نفر به یک حد خاصی برسد.
بای در حال حاضر لباس راحتی پوشیده بود، هنوز زره به تن نکرده بود. کاری که او در این لحظه انجام میداد، پرسه زدن مابین رکوردهای حک شده در روحش بود. هرچند او در مجموع به مدت هفت روز کارگاه خود را ترک نکرده بود، سوابق او تغییرات جزئی داشت، اما الآن فقط میتوانست روی آنها تمرکز کند، زیرا زمانی که حروف سبز در شبکیه چشم او ظاهر شد، آنها را به سادگی کنار زد، زیرا تمرکزش فقط روی آهنگری بود.
[ آهنگری (مهارت منفعل مرتبه اول) سطح ۲: توانایی و دانش شما را در آهنگری تا دو برابر افزایش میدهد. شما ۵% شانس دارید که اقلامی با ویژگی خاص را جعل کنید، حتی با استفاده از مواد معمولی با کیفیت پایین و بدون ویژگی خاص.]
پس از جعل تجهیزات بسیار به مدت هفت روز بدون استراحت و مصرف ۱ سنگ روح مرتبه اول و ۱۰ سنگ روح طبقهبندی نشده، مهارت آهنگری بای زهمین خیلی تکامل یافت. فقط در یک هفته، از سطح مهارت طبقهبندی نشده ۳ به مهارت مرتبه اول ۲ رسید. پیشرفت بسیار سریع بود.
[تعداد بازماندگان تحت حکومت شما از ۲۰۰۰ نفر فراتر رفته است. قدرت کلی شما ۰.۲٪ افزایش مییابد. پاداش کل فعلی: ۱....
برای خواندن نسخهی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید.
درحال حاضر میتوانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را بهصورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید.
بعد از یکماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال میشود.
کتابهای تصادفی


