جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 228
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۲۲۸ - از بهشت تا جهنم
پس از پاکسازی بیشتر جاده، ژونگ دی با یک تیم کوچک مسلح در جنوب مستقر شد. وو ییجون در حالی که به بای زهمین نگاه میکرد اینهارا با آرامش توضیح داد و وضعیت تمام اتفاقاتی که در طول هفت روزی که او حضور نداشت اتفاق افتاده بود را به او گفت.
بای زهمین بلافاصله متوجه منظور وو ییجون از این حرفها شد.
با از بین رفتن تمام زامبیها و بسیاری از جانوران اطراف و همچنین بسیاری از وسایل نقلیه یا موانع دیگر، گذرگاه بین کمپ بایچوان و دهکده ابتدایی اکنون از نظر فنی کاملا پاکسازی شده بود. این بدان معنی بود که اگر کمپ بایچوان شروع به گسترش عملیات جستجوی خود در جهت شمالی کند، احتمال اینکه در نقطهای با آنها روبرو شود بسیار زیاد بود.
بااستقرار ژونگ دی و چندین مرد دیگر به عنوان نگهبان، حتی اگر نمیتوانستند طرف مقابل را شکست دهند، قطعا میتوانستند برای مدتی طولانی آنها را متوقف کنند و حتی در صورت وقوع یک درگیری اجتناب ناپذیر، باعث دردسر و ضررهای بزرگ آنها شوند.
«اونا کاملا مسلحن؟» بای زهمین با کمی نگرانی درباره این موضوع پرسید.
حتی اگر ژونگ دی و چندین مرد دیگر با مهارتهایی تکاملیافته بودند، باز هم برای ایستادگی در برابر سلاحهای سنگین بشریت ضعیف بودند. انسانها مانند جانوران وحشی نبودند که جهش یافته و تکامل یافته باشند، بشر هوش خود را حفظ کرده بود اما بدن فیزیکی آنها بسیار آسیبپذیر بود.
«نگران نباش.» وو ییجون قبل از اینکه به شانگوان نگاه کند با حالتی جدی سر تکان داد و گفت: «بینگشو یهسری سلاح سنگین و بمبهای M3 رو روی خودروهای نظامی نصب کرده. علاوه بر این، هر کدوم از افرادمون هم دوتا نارنجک همراهشون دارن. حتی اگه یه ارتش هزار نفری هم مقابلمون قرار بگیره عبور از این همه مهمات و اسلحه باید تاوان سنگینی پرداخت کنه مگر اینکه اسلحهای پیشرفته و سنگین همراه خودشون داشته باشن.»
«متوجهم.» بای زهمین سرش را تکان داد و به شانگوان نگاه کرد: «هردوتون این مدت خیلی خوب کار کردین.»
شانگوان فقط کمی سرش را تکان داد در حالی که وو ییجون در جواب، لبخند شیرینی زد.
نه تنها یک سرباز معمولی، حتی خود بای زهمین در صورت بمباران اسلحههای M3 در خطر خواهد بود. البته این تنها در صورتی امکان پذیر بود که راننده و دستگاه M3 بتوانند چابکی و حرکات بای زهمین را دنبال کنند. در غیر این صورت فقط یک سلاح با قدرت زیاد اما در نهایت بیفایده بود.
حمله قدرتمند اگر به هدفش نخورد چه فایدهای دارد؟
«شما دو نفر برنامهتون چیه؟» بای زهمین وقتی این سوال را پرسید به نانگونگ لینگشین و نانگونگ یی نگاه کرد. او از قصد آن پنج یا شش نفری که زودتر بلند نشده بودند و هنوز چیزی نگفته بودند را نادیده گرفت. او پس از حل و فصل موضوع دو خواهر و برادر نانگونگ به آنها رسیدگی میکرد.
نانگونگ یی وقتی سوال بای زهمین را شنید مردد به نظر میرسید.
اگر بای زهمین حمایت او را برای تشکیل یک دولت جدید و دادن بالاترین رتبه به خود میخواست، در آن صورت نانگونگ یی در پذیرش تردیدی نداشت. اما پادشاه بودن و حتی اجرای یک سیستم بردهداری شبیه به دوران قرون وسطی... تعداد چالشهایی که در آن مسیر با آن مواجه میشوند آنقدر زیاد است که حتی نمیتوان آن را شمرد.
نانگونگ لینگشین متوجه ترد...
برای خواندن نسخهی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید.
درحال حاضر میتوانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را بهصورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید.
بعد از یکماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال میشود.
کتابهای تصادفی

