فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 230

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات
فصل ۲۳۰ - تغییرشکل اژدها (قسمت ۲ - آخر) تعدادی خودرو در خیابان به طور نامنظمی توقف کرده بودند. مردم داخل ماشین‌ها با عجله بیرون می‌آمدند و حتی به خود زحمت نمی‌دادند دقت کنند که کجا توقف می‌کنند و یکی از آنها حتی محکم به ساختمانی در کنار جاده برخورد کرد. اسلحه‌ها با صدای شدید غرش می‌کردند و طوفانی به ظاهر بی‌پایان از گلوله شلیک می‌کردند. گلوله‌ها به دیوار خانه‌ها اصابت کرده و سوراخ‌های کوچکی بر جای می‌گذاشتند، در حالی که برخی از گلوله‌های کالیبر بالاتر سوراخ‌های بزرگی برجای می‌گذاشتند و قسمت هایی از دیوارها را ذره ذره از جا می‌کندند و شن در همه جا پرواز می‌کرد. این مکان در حالت عادی ساکت بود و به جز زامبی عجیب و غریبی که تلوتلو می‌خورد و به آرامی بی‌هدف راه می‌رفت یا برخی از حیوانات کوچک و ضعیف تر، یک جوخه متشکل از بیست مرد بی‌سر و صدا در اینجا استراحت می‌کردند. این در حالی است که پس از حضور گروهک دشمن از چند روز پیش، نیروهای نگهبانی از این نقطه از مرز به میزان قابل توجهی تقویت شده بودند تا در صورت ظهور گروه دشمن، در برابر اقدامات تلافی جویانه احتمالی محافظت کنند. بالاخره پسر یکی از رهبران اردوگاه بزرگی از بازماندگان و چندین مرد قدرتمند در اینجا کشته شده بودند. از این رو یک گروه صد نفری به همراه ده خودرو با سلاح‌های سنگین در این موضع مستقر شدند. علاوه بر این، هر سرباز در مجموع ۲۰۰ گلوله ، ۱ نارنجک و پشتیبانی از ۵ مسلسل سنگین نوع ۵۳ با چندین نوع مهمات داشت. با وجود اینکه تقریباً ۴۰ درصد از نیروهای مسلح دهکده آغازین که در اینجا مستقر بودند و سلاح‌های فراوانی داشتند، مبارزان معتقد بودند که حتی اگر یک گروه مسلح بزرگ ظاهر شود، می‌توانند برای مدتی طولانی مقاومت کنند تا زمانی که نیروهای کمکی از پایگاه مرکزی فرستاده شوند. با این حال، هنگامی که گروه دشمن ظاهر شد، سربازان مدافع متوجه شدند که افکار آنها بیش از حد ساده لوحانه بوده‌است. سپاه مقابل بیش از شصت مرد مسلح به تفنگ‌های نوع ۵۱ و انواع دیگر سلاح هایی داشت که سال‌ها قبل توسط ارتش لیبرال استفاده شده بود. حتي اگر اين حقيقت را كنار بگذاريم كه مدافعان مزيت ذاتی داشتند چون در مواضع ممتاز مستقر بودند، صرف نظر از كيفيت تسليحات، كميت مهمات، يا تعداد افراد مسلح، تیم مدافع برتری مطلق را داشت. فرمانده موقت سپاه مسئول حفاظت از جاده اصلی به سمت شمال می‌دانست که هر لحظه ممکن است یک گروه دشمن از راه برسد. از این رو وقتی متوجه شد کاروان بزرگی از وسایل نقلیه از دور نزدیک می‌شود و ابری از گرد و غبار را به راه انداخته است، حتی هنگام دستور شلیک نیز درنگ نکرد. در ابتدا با استفاده از مزیت حمله اول، طرف دفاعی دست بالا را داشت و تقریباً پنج یا شش نفر از طرف مقابل را که بدشانس بودند را کشتند و حتی توانستند خودروی دشمن را به یک گلوله آتشین تبدیل کنند که با صدای بلند منفجر شد. با این حال، ظاهر شدن دو نفر با مهارت‌های شگفت انگیز قدرتمند همه چیز را تغییر داد. * * * بنگ!بنگ!بنگ! صدای شلیک گلوله، آرامش را در هم شکست. دو طرف با صدای مهیب آتش و فلز به سمت هم هجوم بردند. در میان چنین هرج و مرجی، صرف نظر از اینکه فرد ماهر بود یا نه، یک اشتباه یا کمی بدشانسی کافی بود تا یک زندگی در یک چشم به ...
برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی