جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 301
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۳۰۱ – آسیب دیدگی ها
وقتی بای زهمین دستکاری جاذبه را به صورت معکوس فعال کرد، انتظار داشت که صحنه ای مثل زمانی که مار درجه یک او چند ساعت پیش کشته شد، غبار سمیاش را بیرون بزند.
با این حال، همیشه همه چیز آنطور که انتظار دارید پیش نمی رود.
صدای فش فش حرکت آتش
سرعت حرکت شعله های آبی آتش به میزان قابل توجهی کاهش یافت و برخی از شعله های آتش به سمت آسمان پرتاب شدند و شب تاریک را روشن کرد. مشکل اینجاست که برخلاف پیش بینی بای زهمین، سیل آتش همچنان بهسمت او در حرکت اند.
بای زهمین غافلگیر شد و ناخودآگاه دستش هایش را بالا برد تا صورتش را بپوشاند.
بنگ!
انفجاری قطعا بزرگ تر از انفجاری که با سقوط بای از آسمان رخ داد، در همان شب و در مدت کوتاهی از شب قبل، دوباره جنگل را به لرزه درآورد.
آتش آبی به اندازهای پرنور بود که صدها متر اطراف را روشن می کرد و دمای شعلهها آنقدر بالا بود که تمام بیست متری اطراف جانور اژدها شروع به ذوب شدن کرد زیرا سنگها شروع به تشکیل حوضچههای کوچکی از گدازه در داخل دهانه کردند.
.
صدای فش فش حرکت آتش
بای زهمین با عجله از جا پرید به آسمان پرواز کرد. در حالی که هنوز با بازو هایش جلوی بدنش را پوشانده و روی محافظت از صورتش تمرکز کرده.
«ری&دم توش...» بای زهمین نمیدانست در یک شب چند بار فحش داده است.
بی اختیار از درد، صورتش را در هم کشید و در حالی که دستکاری جاذبه را به صورت معکوس روی خود و اطرافش فعال میکرد تا سرعت سقوط را کاهش دهد، به بدنش نگاه کرد تا وضعیت فعلیاش را مشخص کند.
انگشتان او به طور متوسط سوخته، خطرناک نیست،اما خیلی دردناک است. دستکشهای او به شدت سوخته و مشخص است که دوام آنها به حدی کاهش یافته که نمیتوانند دو حمله به همان بزرگی را تحمل کنند.
در مورد زره مرتبه دوی تمام تنهی گرگ خونخوار او، لکه های جزئی در قسمت بالا، به خصوص روی تقویت کننده های بازو دیده می شود.
“حتی اگه بتونم روی زره رتبه 2م تاثیر بذارم، بازم اون شعله قطعا خیلی خطرناکه!” فکر بای زهمین مانند جرقه ای از هوشیاری در ذهنش ایجاد شد.
اگر او تجهیزات با کیفیت مناسب را جعل نمی کرد، تمام بدنش بدتر از زمان مبارزه با سوسک فروزان، دچار سوختگی شدیدتر می شد و اگر چرم و موادی که برای جعل وسایلش استفاده می کرد، در اختیار نداشت، باز هم سوختگی شدیدتر می شد. با توجه به اینکه آخرالزمان به تازگی روی زمین آغاز شده است، شاید همه چیز در حال حاضر در آتش سوخته یا به انبوهی از زباله های بیفایده تبدیل شده باشد.
فقط به این دلیل که بای زهمین اساساً در بین موجودات مرتبه اول شکست ناپذیر قرار میگیرد به این معنی نیست که اگر مراقب نباشد صدمه نمی بیند!
در حالی که نگاهش با نگاه سرد هیولا گره خورد زمزمه کرد: «خوبه فقط یه جونور مرتبه اوله. اگه مرتبه دوم بود احتمالا حسابی بهم آسیب میزد...»
جانور اژدها مانند، از قبل آماده شده و تمام هیکلش را به بیشترین شکوه رسانده. این هیولا با بیش از سی متر قد، بدون شک موجودی غول پیکر محسوب میشودکه با گراز های آهنی تقویت شده قابل مقایسه است! ارتفاع بسیار زیاد و طول وحشتناکش باعث میشود که منظره هیولا هیچ تفاوتی با اژدهای افسانه ای نداشته باشد!
در حالی که بای زهمین در هوا معلق است، مغز او مانند یک ابر رایانه کار کرده و هر حرکت و هر ثانیه ...
کتابهای تصادفی

