فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 386

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۳۸۶ - شاهزاده خانم های یخی هم می توانند سرخ شوند (قسمت ۲-آخر)

در واقع، تخیل بای زه مین، زمانی که تصور حمله از سوی او را بدون اینکه اصلاً خودداری کند در نظر آورد، کمی دیوانه شد.

هنگامی که تصویر حاصل، در ذهن او جرقه زد، او ۱۰۰% مطمئن بود که حتی اگر یک موجود مرتبه سوم پس از اتمام سلاحش در مقابل او ظاهر شود، قطعاً قدرت کافی برای متحمل شدن عواقب رو به رویی دشمنش را خواهد داشت.

اگر موجود دیگری حرف های او را میشنید، به ویژه موجودات برتر، حتما او را مسخره میکردند. یک موجود مرتبه‌ی اول می تواند جان یک موجود مرتبه‌ی سوم را تهدید کند؟ حتی شوخی هم حد و مرزی دارد!

اما اگر وضعیت بای زه مین را ببینند که به هیچ وجه با فردی در این سطح مطابقت نمیکند، بخصوص مهارت فعال او و هم افزایی عظیم آن را درک کنند، می توانند قضاوت متفاوتی در مورد مهارت های او داشته باشند. در مجموع، آن ها قطعا فکر نمی کنند که بای زه مین در حال شوخی است.

...

«اما قبل از شمشیر، فکر کنم باید ابزارای مناسبو آماده کنم.»

تا به حال، بای زه مین انتخاب زیادی در مورد ابزار آهنگری خود نداشت. با این حال، اکنون که یک فلز خوب در برابر او ظاهر شده، محال ممکن است که قلبش نلرزد.

اولین کاری که کرد، استفاده از استخوان های اسکلت میمون مرتبه‌ی دوم است که شانگوان آن را کشت. شاید موجود پیش روی او فقط در اوایل مرتبه‌ی دوم باشد اما نکته‌ی عجیب، در خواص فلزی ویژه‌ی استخوان های او ظاهر میشود. به این ترتیب، وقتی بای زه مین، استخوان ها را به کوره برد و شعله های آبی پی پایان، شروع به سوختن کردند، به جای اینکه استخوان ها از بین بروند، کم کم شروع به گرم شدن کردند.

ترک...

صدای ترقه، بعد از حدود دو سه دقیقه سوختن، باعث شد آهی از داخل بای زه مین به بیرون بخزد.

«واقعا قرار نیست کار آسونی باشه.» در حالی که به استخوان های شکسته نگاه می کرد، زمزمه کرد.

هر چند آن ها کاملا بی فایده نیستند اما راهی وجود ندارد که بتوان به راحتی از آن ها برای ساخت تجهیزات استفاده کرد، چون دانش آهنگری، هنوز به سطح چندان بالایی نرسیده است.

شعله آبی بی پایان، شعله ای است نه برای آهنگری، بلکه برای مبارزه مورد استفاده قرار میگیرد. اراده‌ی شعله، با تخریب و نابودی گره خورده است، به این ترتیب، ایمن ماندن در مقابل این شعله‌ی کوچک، موضوع ساده ای نیست و هم اکنون، به شکل خشونت آمیزی در حال سوزاندن مواد درون کوره است.

بای زه مین، قبل از رسیدن به موفقیت، باید یک روند طولانی آزمون و خطا را پشت سر بگذارد و از آنجایی که نمیخواهد مواد با ارزش مرتبه‌ی دوم را از دست بدهد، باید با استفاده از مواد طبقه بندی نشده، شروع به تمرین با شعله کند.

«یکم بیشتر بسوز.»

«یکم کمتر!»

«...»

«فقط یه ذره.»

«بسوز.»

«داری بهش میرسی» «سعی کن حرکت قبلیو تکرار کنی.»

...

بای زه مین به دستور دادن به شعله‌ی آبی ادامه داد و سعی کرد تا حد امکان، آن را راهنمایی کند. این به هیچ وجه کار ساده ای نیست چون حتی بعد از سه ساعت کامل، مقدار زیادی از مواد اولیه‌ی آهنگری از بین رفت.

اما بای زه مین، کاملا آگاه است که کار کردن با توانایی شعله‌ی آبی بی پایان، با توجه به ضمیر خفته ای که به سختی بیدار شده و اراده کسب کرده است، مثل کار کردن با یک نوزاد تازه متولد شده است. به همین دلیل، برای به نتیجه رسیدن، لازم است تا صبر زیادی را به خرج دهد.

زمان گذشت و قبل از اینکه بای زه مین متوجه شود، ساعت ۵ صبح شد. طی یک ساعت آینده، خورشید، اولین نشانه های طلو...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی