فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 396

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل۳۹۶ـ اسامی خانوادگی: وو و شوان‌یوان

جاده اصلی که از پایگاه حزب متعالیان به سمت جنوب کمپ بای‌چوان منتهی می‌شد، درگذشته مملو از وسایل نقلیهٔ تخریب شده، درختانی که توسط یک جانور جهش یافته از ریشه کنده شده بودند یا پس از برخورد با یک وسیله نقلیهٔ بزرگ بر روی زمین سقوط کرده بودند و غیره بود.

جاده چنان در وضعیت اسفناکی قرار داشت که اساساً رانندگی در آن غیرممکن بود، چه برسد به اینکه کاروانی بزرگ از وسایل نقلیه مختلف در آن حرکت کند. این امر در ساده‌ترین حالت ممکن، غیرممکن تلقی می‌شد مگر اینکه تعداد زیادی نیروی انسانی با یکدیگر بسیج شوند تا درختان، وسایل نقلیهٔ تخریب شده و سایر موانع را از سر راه بردارند.

سرانجام پس از گذشت یک هفته، نیروهایی که به فرماندهی ژونگ‌ده کمی پیش از حرکت بای زه‌مین به سمت شمال، عازم شده بودند، موفق به پاکسازی جاده‌ها شدند.

اکنون با پاکسازی جاده، وسایل نقلیه می‌توانستند بدون بروز مشکل چشم‌گیری به جزء در برخی مناطق خاص که جاده در آن مناطق کاملاً ویران شده بود، تردد کنند. اگرچه که این عملیات پیامدهای دیگری هم داشت. برای مثال، یکی از این پیامدها این بود که کمپ بای‌چوان سرانجام توانست محل پایگاهی به نام دهکدهٔ آغازین را کشف کند.

وقتی نیروهای متحد دولت و ارتش متوجه شدند که تنها در فاصلهٔ یک روز از آن‌ها، یک اردوگاه انسانی با بیش از هزار نفر بازمانده وجود دارد، حسابی به وجد آمدند. به هر حال، هزار نفر بازمانده به معنای تعداد زیادی نیروی انسانی بود و از دیدگاه کمپ بای‌چوان، چنین اردوگاهی قطعاً نمی‌توانست قدرت مقابله با تسلیحاتی که آن‌ها در اختیار داشتند را داشته باشد.

متاُسفانه، اولین برخورد میان نیروهای پیشروی ژونگ‌ده و کمپ بای‌چوان، به هیچ عنوان فرماندهی عالی را راضی نکرد.

قدرت بیش از پنجاه تکامل‌دهندهٔ روح مسلح به سلاح‌های سنگین به رهبری مرد جوان شجاعی مانند ژونگ‌ده موجب جراحت برخی از برجسته‌ترین تکامل‌دهنگان روح کمپ بای‌چوان شد. به گونه‌ای که حتی برخی از آن‌ها در آستانه مرگ قرار گرفتند.

فرماندهان ارشد کمپ بای‌چوان با درک این موضع که طرف مقابل دندان‌های تیزی دارد، به این نتیجه رسیدند که بهتر است برای برگزاری مذاکرات تلاش کنند. آن‌ها با خود می‌اندیشیدند که با اعمال فشار و بهره‌گیری از برخی مزایا، احتمالاً دهکده آغازین تسلیم خواهد شد.

متاُسفانه هر چقدر که تلاش کردند، موفق نشدند. علاوه بر آن، حالا که در آستانه جنگ قرار گرفته‌اند، چند روز پیش به طرز غافلگیر کننده‌ای متوجه شدند که این پایگاه کوچک با بیش از هزار نفر بازمانده، اکنون تعدادی بالغ بر نه هزار نفر را شامل می‌شود!

***

درون یک ساختمان دولتی در کمپ بای‌چوان، چهارده نفر اطراف یک میز گرد چوبی نشسته بودند.

دوازده نفر از این چهارده نفر در واقع شخصیت‌های بسیار مهمی در پایگاه بودند و حتی یک کلمه کوتاه از زبان هر یک از آن‌ها به سادگی می‌توانست زندگی یا مرگ دیگران را تعیین کند.

«پس...» مردی حدودا ۵۰ ساله که چهره‌اش هنوز هم جذاب به نظر می‌رسید، اطرافیانش را از نظر گذراند و سپس با خونسردی ادامه داد: «به نظرتون دربارهٔ این دهکدهٔ آغازین، همون جایی که اون‌ها ساکن شدن، چی کار کنیم؟ با وجود اینکه برادرزاده‌ام بای جیان برای رفتن خیلی مصمم بود و من حتی دو تکامل‌دهندهٔ روح قدرتمند رو همراهش فرستادم، اما شک دارم که رهبران طرف مقابل به راحتی تسلیم بشن.»

مردی که یک لباس نظامی با چندین مدال روی سینه بر تن داشت گفت: «من فکر می‌کنم که باید اون‌ها رو لهشون کنیم.» شکم مرد، درست مانند یک زن باردار سه ماهه، برآمده و سرش کاملاً کچل بود. انگشتان کوتاه و کوچکش به او ظاهر عجیبی بخشیده بود اما هیچ‌کس در اتاق جرعت مسخره کردن او را نداشت.

مرد جوانی که کت ...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی