جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 395
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۳۹۵ - جنگ قریب الوقوع
سلاحهای سنگین در عصر حاضر بسیار مفید بودند، میتوان گفت کسی که بیشترین مقدار سلاحهای سنگین را کنترل میکرد پادشاه بود. از این گذشته، قدرت مسلسلهای سنگین توانایی سوراخ کردن دفاعی موجودات مرتبه اول را داشت تا زمانی که سرباز بتواند به درستی دشمن را بزند.
با در نظر گرفتن این که موجودات مرتبه اول را همچنان میتوان نادر دانست و حداقل ۸۰ درصد از تکاملدهندههای روح همچنان باید جایی در رده دستهبندیشده باشند، قدرت سلاحهای گرم سنگین غیرقابل انکار بود.
چه برسد به شاهان این سرزمین، تانکهای جنگی قدرتمند و تقریبا شکستناپذیر.
فقط IFV M3دارای قدرت کافی برای شکستن دفاع یک موجود مرتبه دوم بود که در دفاع تخصص نداشت. فقط میتوان تصور کرد که تانکهای جنگی قدرتمند چه کاری میتوانند انجام دهند. احتمالاً حتی موجودات مرتبه دوم متخصص در دفاع نیز زیر توپهای این جانوران فلزی وحشی که برای سالها قویترین سلاح زمینی متحرک بشر بودند، رنج میبردند.
این واقعیت که کمپ بایچوان حدود ۱۰ تانک جنگی داشت همانطور که بای جیان به تازگی در خشم خود نشان داده بود، بای زهمین و دختران را کمی شگفتزده کرد. بالاخره با توجه به مرحله فعلی آخرالزمان، کمپ بایچوان ظرفیت کافی برای مقاومت در برابر حمله موجودات مرتبه دوم را داشت، تا زمانی که مهمات کافی موجود بود و جانور از نوع چابکی نبود.
در واقع، تا زمانی که آنها مهمات کافی برای پر کردن سلاحهای خود داشتند، کمپ بایچوان میتوانست حداقل یک سال با توجه به سرعت تکامل جانورها و زامبیها در برابر حملاتشان دفاع کند، مگر اینکه به اندازه کافی بدشانس بودند که گیرشان به بیش از یک موجود مرتبه دوم بیفتد.
با این حال، بای زهمین و رهبرانی مانند شانگوان بینگشو، وو ییجون، چنهه، و دیگران تصمیم گرفتند به جای تمرکز بر توسعه یا جستجوی بیش از حد سلاحهای گرم، روی پرورش تکاملدهندههای روح تمرکز کنند.
اساساً، در حالی که کمپ بایچوان بر قدرت شلیک ایجاد شده توسط بشر در گذشته متکی بود، حزب متعالیان که توسط گروه بای زهمین تأسیس شد، تصمیم گرفت از طریق تقویت مستمر با جذب قدرت روح موجودات دیگر، بیشتر بر قدرت انسانهای تکاملیافته تکیه کند.
در ابتدا، بای زهمین برنامه ریزی کرده بود که به چنهه اجازه دهد این مشکل کوچک را برطرف کند. بالاخره او مجبور نبود همه کارها را خودش انجام دهد. با این حال، ناگهان میل به دانستن اینکه آیا هنگ نیزه خونین او متشکل از بیش از ۷۰۰ تکاملدهنده روح قدرتمندتر است یا چندین هزار فرد نظامی مجهز به سلاحهای مدرن و باستانی کمپ بایچوان.
بنابراین تصمیم گرفت وقت خود را با صحبت با موجودات بیاهمیت تلف نکند.
«اوانجلین، اول اون دوتا رو بکش.»
قبل از اینکه کسی بتواند عکسالعمل نشان دهند، فضای داخل سالن برای لحظهای لرزید و در لحظه بعدی یک شبح از پشت دو مردی که درست پشت بای جیان ایستاده بودند و به عنوان محافظ مشغول به کار بودند ظاهر شد.
این دو مرد موجودات مرتبه اول بودند که سطحشان بین ۳۰ تا ۳۵ بود و میتوان آنها را در بین بشریت نخبه دانست و اینکه در کمتر از دو ماه به آن سطح و مرحله رسیدند، حتی با در نظر گرفتن تسریع رشد همه به خاطر رشد سریع جهان، دستاورد قابل ستایشی بود.
همین که اوانجلین پشت سر آنها ظاهر شد، هر دو مرد بلافاصله تغییر جو را به خاطر قصد کشت عظیمی که بر آنها سنگی...
کتابهای تصادفی
