جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 412
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 412 - شکستن لو نینگ از طریق خطوط دشمن
هنگامی که وانگ ژن و بقیه تیم مسئول نگهبانی از شمال به پایگاه بازگشتند، بلافاصله متوجه شدند که چطور سربازان مسلح، تکاملدهندههای روح، خودروهای زرهی و حتی تیم تانک به شکلی مضطرب در حال حرکت هستند.
در خارج از کمپ بایچوان بخش بزرگی از شهر وجود داشت که در روزهای اول آخرالزمان ویران شده بود بنابراین بیرون از دیوارها رها شد، در آن بخش از شهر سربازان مسلح، افسران پلیس و تکاملدهندههای روح روی پشت بامها، در پشت دیوارها، در سایهها پنهان شده و منتظر لحظهای بودند که دستور حمله به دشمن را دریافت کنند.
در خیابانهای اصلی از قلوه سنگهای بزرگ به عنوان پناهگاه استفاده کرده بودند در حالی که مسلسلهای نوع 78 در دو طرف آن قرار داشتند و در مرکز یک غول آهنی قرار داشت.
تانکهای جنگی غولپیکر مدل 69 و 79 توپهای کالیبر 105 میلیمتری خود را نشانهگیری کردند. اگرچه مدل 69 به طور قابل توجهی ضعیفتر از مدل 79 بود، اما هنوز نمیتوان آن را نادیده گرفت. حتی اگر تانکهای مدل 69 عملکرد نسبتاً ضعیفی برای ارتش چین داشتند، این ماشینهای جنگی به طور مرموزی بهترین عملکردهای دفاعی ایفا میکنند زیرا اگرچه در مقایسه با مدل 79 از تحرک و تسلیحات کمتری برخوردار بودند، اما مدل 69 با دفاع برتر خود آن را جبران کرد.
علاوه بر این، دهها فروند خودروی نظامی پیاده نظام از مدلهای مختلف به همراه بیش از صد خودروی نظامی که با مسلسلهای نوع 77 مجهز بودند نه تنها در داخل شهر ویران شده بلکه در کنارههای جنگلی که بیش از دو هزار سرباز استتار شده بودند، بسیج شدند تا با استفاده از برتری عددی و شناخت زمین دشمن را با گلوله غربال کنند.
در مرکز فرماندهی، دور از خط مقدم و تحت حفاظت بیش از بیست خط دفاعی، شهردار باییونگ به همراه فرمانده جینشون هر کدام زیر نظر دو تکاملگر روح جمع شده بودند، زیرا اگرچه آنها در حال حاضر با هم همکاری میکردند، اما واقعیت این بود. که هیچ یک از آن دو نمیتوانست به دیگری اعتماد کند.
محافظان باییونگ دو تا از قدرتمندترین تکاملدهندههای روح او بودند، که در همان زمان به نظر میرسید که دو قویترین در کل کمپ بایچوان باشند. این دو مو زان و شنمی بودند.
در مورد دو تکاملدهنده روح که از جینشون محافظت میکنند، هر دو به ترتیب تکاملدهندههای روح سطح ۳۹ و ۴۰ بودند. اگرچه قدرت کلی هر یک از این دو مرد قوی هیکل کمتر از قدرت کلی مو زان و شنمی بود، اما هر دو به سلاحهای سنگین و مجموعهای از مهارتهای فعال که نمیشد نادیده گرفت تا دندان مجهز بودند. وقتی این دو تکاملدهنده روح با هم کار میکردند، حتی شنمی و مو زان باید مراقب باشند زیرا مهارتهای این دو به خوبی یکدیگر را تکمیل میکنند.
«شهردار بای، من خواهرت رو نمیبینم. مشکلی پیش اومده؟» جینشون در حالی که به مانیتورهای مختلف جلویش نگاه میکرد پرسید. او در حالی که یک پا را روی پای دیگر میگذاشت و از یک میان وعده گرم لذت میبرد، کاملاً آرام به نظر میرسید.
چندین دوربین در سرتاسر جنگل و در بخشهای مختلف شهر ویران شده در خارج از کمپ بایچوان قرار داده شده بود تا جنگی را که در شرف وقوع است، با جزئیات مشاهده کنند. به این ترتیب، فرماندهان تحت کنترل خود میتوانستند دستورات سریعی بدهند و مکانهایی را که دشمن موفق به شکستن آنها شده بود پوشش دهند و همچنین نقشههایی برای از بین بردن آرام نیروهای مخالف طراحی کنند.
«خواهرم بایوی به طور موقت کنترل نیروهای پلیس رو به من سپرد. لازم نیست نگران اون باشی، فرمانده جین....
کتابهای تصادفی
