جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 513
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل513 - آنچه یک بچه میتواند برای بابایی فراهم کند
سیاره زمین، چین
بای زهمین در داخل حمام اصلی مجلل ویلایی که قبلاً به شهردار بای یونگ تعلق داشت، روی لبه حوضچه بزرگ آب گرم نشسته بود و با چشمانی کنجکاو به شیء موجود در دست راست خود نگاه میکرد.
این شیء کوچک، دایرهای شکل بود، با یک سوراخ بزرگ در مرکزش و روی سطح بنفش آن حکاکیها و خطوط عجیب ارغوانی رنگی عمیق وجود داشت که با مواد ناشناختهای حک شده بودند.
«یه حلقه دیگه.» بای زهمین با خودش زمزمه کرد: «خب، از اونجایی که درجه افسانهایه، باید خوب باشه، نه؟»
این را گفت تا خودش را شاد کند. علاوه بر این، بای زهمین هنوز جا برای حلقههای بیشتر داشت، بنابراین صرف نظر از عملکرد این حلقهی جدید، به احتمال زیاد برایش مفید خواهد بود.
«بیا ببینیم اونجا چی پنهون کردی، خوشگله.» در حالی که انگشتش را روی سطح جسم میکشید، طوری زمزمه میکرد که انگار داشت با معشوقش حرف میزد.
آمارهای حلقه بلافاصله در قرنیه چشم بای زهمین چشمک زد. اما زمانی که دید چه چیزی بود، چهرهاش خشکید.
------------------------------------------------
[حلقه ذخیره سازی فضایی (گنجینه درجه افسانهای): حلقهای که بیش از ۱۲۰۰۰۰۰۰ سال پیش توسط آهنگری با استعداد ساخته شد. این حلقه با استفاده از فلز رتبه ۴ ساخته شده و یک حکاک جادویی ناحرفهای آن را کاملاً تصادفی پیدا کرد، سپس، بدون اینکه بداند چیست، از حلقه استفاده کرد تا به دلیل مواد خوب، مهارت حاکی خود را روی این حلقه تمرین کند. این انگشتر گواه این بود که گاهی معجزات واقعاً ممکن است اتفاق بیفتد. بجنگ و پشتکار داشته باش!]
[در صورت پوشیدن، به طور خودکار آمار زیر را افزایش میدهد: جادو +۷۰ / چابکی +۵۰ / مانا +۳۰.]
[در داخل حلقه، فضایی معادل 10×10 متر مکعب در اختیار دارید و میتوانید هر جسمی را که حیات ندارد در آن ذخیره کنید. برای اینکه بتوانید آزادانه از حلقه استفاده کنید، فقط باید اجازه دهید یک قطره خون روی سطح آن چکه کند.]
------------------------------------------------
«اوه...» بای زهمین که به حلقهای که در دستانش بود خیره شده بود، بیاختیار صدای متعجب ضعیفی از خود در آورد.
سپس، گویی ناگهان از خوابی بیدار شد، در حالی که خون هیجانزدهاش به شدت میجوشید، از لبه استخر پرید و با بدن کاملاً بر*هنهاش در هوای آزاد ایستاد.
* * *
شانگوان بینگشو، و همچنین تمام تکاملدهندگان اصلی روح، در ویلایی اقامت داشتند که قبلاً به بای یونگ تعلق داشت. ویلا واقعا بزرگ بود و مشکلی برای پذیرایی از حدود 60 نفر نداشت، بنابراین نیازی به جدا شدن از هم نبود.
به هر حال، با وجود اینکه کمپ بایچوان سقوط کرده بود، هنوز کارهای زیادی باید انجام میشد. حکومت بای زهمین در این مکان جدید هنوز ثبات پیدا نکرده بود و تنها راه برای تسریع در کار، انتقال شهروندان از شمال به اینجا بود. به این ترتیب، کسانی که از قبل میدانستند زندگی زیر مدیریت بای زهمین چگونه بود، میتوانستند بذرهای حسن نیت را در قلب بازماندگان کمپ بایچوان بکارند.
هنوز کارهای زیادی باید انجام میشد، مانند پاکسازی برخی از خیابانها که با فضولات انسانی پوشیده شده بودند، زیرا دولت قبلی به محلههای فقیر نشین پایگاه اهمیت نمیداد. از توزیع غذای کمکی با گوشت حیوانات جهش یافته برای بهبود تدریجی بدن هر بازمانده شروع کردند، سپس از بین بردن بیماریهای احتمالی، تشکیل یک تیم تدارکاتی بزرگتر برای اضافه کردن به تیم فعلی، آشنایی با رهبران دیگر نیروهای مختلف و غیره.
با این حال، شانگوان بینگشو استراحتی که ...
کتابهای تصادفی


