جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 522
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 522 - نوع جدیدی از زامبی و فرمانده زامبی
این دو زامبی به طور قابل توجهی قوی تر از هر زامبی دیگری که بای زه مین تا به حال با آنها روبرو شده بود، به نظر می رسیدند. در واقع، فقط با قضاوت از هاله دو موجودی که از روی زمین به او نگاه می کردند در حالی که بدن آنها توسط یک حباب هوای عجیب به هوا بلند می شد، بای زه مین به طور دقیق قضاوت کرد که بر اساس نیروی روحی که در بدن هر کدام از آنها، چه زامبی نر و چه زامبی ماده وجود دارد، موجوداتی هستند که قبلاً از سد مرتبه اول عبور کرده و پای خود را محکم در مرتبه دوم گذاشته اند.
اما این زامبیها فقط در مرتبه دوم نبودند، بلکه مدتی پیش به وضوح از آن عبور کرده بودند، زیرا هالههای آنها بسیار واضح و محکم بود. این قطعا هاله موجوداتی نبود که به تازگی از سدی عبور کرده بودند و بدنشان در حال سازگاری با افزایش فوق العاده قدرت روحی بود که در طول فرآیند تکامل مهار شده بود.
بای زه مین دهانش را باز کرد تا چیزی بگوید، اما متوجه شد که نه تنها نمی تواند صدای خود را بشنود، بلکه حتی نمی تواند هیچ صدایی را از بیرون بشنود، حتی اگر زامبی های عادی که آهسته آهسته برای پوشاندن مناطقی که او باز کرده بود می خزیدند، سرهایشان را به سمت او بلند می کردند و دهان هایشان را تکان می دادند؛ آن ها به وضوح غرش ها و خرناس های وحشیانه ای را رها می کردند اما او نمی توانست آن ها را بشنود!
اما این تمام ماجرا نبود... بزرگ ترین مشکل بای زه مین این بود که حتی نمی توانست نفس بکشد!
در حالی که میتوانست حداقل نیم ساعت بدون هیچ مشکلی نفس خود را حبس کند، مشکل این بود که بای زه مین قبل از گرفتار شدن، ریه هایش را با اکسیژن پر نکرده بود؛ زیرا همه اینها خیلی ناگهانی اتفاق افتاده بود و او در حالی که درد روح و جسمش را تحمل میکرد غافلگیر شده بود!
زامبی ماده به زامبی نر در کنار خود نگاه کرد و به نظر می رسید که چیزی به او می گوید. با اینکه بای زهمین نمی توانست صدای او را بشنود اما می توانست دهان او را در حال حرکت ببیند ... و وقتی بای زهمین دهان زامبی ماده را دید و لبخوانی کرد، تعجب کرد و در عین حال ترسید.
او تعجب کرد زیرا زبانی که زامبی ماده استفاده می کرد زبان چینی بود. این بدان معنا بود که از مرتبه دوم به بعد، زامبی ها حداقل تا حدودی توانایی برقراری ارتباط را دوباره به دست آورده اند.
فقط این بود که او فرصت تعجب نداشت؛ چون مطالبی که فهمید برای بای زه مین کافی بود تا بفهمد جانش در خطر است.
درست زمانی که زامبی نر هر دو دستش را روی سرش گرفت و موجی از انرژی معنوی به بیرون پخش کرد، بای زه مین رو به شعله آبی کوچکی که درون بدنش قرار داشت فریاد زد: «رفیق کوچولو، متاسفم که مزاحم شدم، اما به کمکت نیاز دارم.»
آتش بی پایان آبی پس از استفاده از تمام قدرت خود یک بار در دنیای اوبلون و بار دوم در داخل دروازه کیهانی ضعیف شده بود. اگرچه بای زهمین 20 سنگ روح مرتبه اول و 2 سنگ روح مرتبه دوم را برای بلعیدن به آن داده بود، به نظر می رسید که آتش آبی کوچک چند روز زمان نیاز داشت تا بتواند با قدرت کامل به میدان جنگ بازگردد.
دقیقاً به همین دلیل بود که بای زه مین نمی خواست از قدرت آتش آبی کوچک برای مبارزات سخت و طولانی استفاده کند اما در این شرایط واقعاً چاره ای نداشت. او نمی توانست بدن خود را حرکت دهد و مهارت های جادویی اش برای استفاده در چنین موقعیتی بسیار مخرب بودند. در مورد دستکاری خون، به نظر می رسید که ارتباط بای زه مین با دنیای خارج تا حدی قطع شده است، بنابراین او نمی. توانست خون را در خارج از کره هوا دستکاری کند و خونی که در مروارید ذخیره نگه داشته بود، هیچ هدفی جز اشغال فضا در اینجا نداشت. چرا که جایی برای سلاحی وجود نداشت که بتواند شتاب کافی برای حمله ای مخرب ایجاد کند.
آتش آبی کوچک درونش با وجود خستگی با ملایمت می رقصید. باید می دانست که اگرچه آتش بی پایان آبی در حال حاضر به سختی از هوش ابتدایی برخوردار بو...
کتابهای تصادفی

