جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 523
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 523 - دشمنان قدرتمند
بای زه مین به زامبی ماده نگاه کرد و ناگهان آهی کشید: « این مهارتی که به من اجازه میده پشت سر دشمنام تله پورت کنم واقعا قدرتمنده. حتی زامبی های مرتبه دوم هم نمیتونن یه ضربه بزنن.»
سپس، او به زامبی ماده مهلتی برای فکر کردن نداد زیرا بدن او در مقابل چشمان موجود ناپدید شد.
مردمک های قرمز زامبی ماده وقتی متوجه ناپدید شدن انسانی شد که یک ثانیه پیش در مقابلش بود، منقبض شدند. علاوه بر این، او حرکتی را پشت بدن خود احساس کرد، بنابراین با عجله سعی کرد در حالی که یک کره عظیم هوا را درست میکرد و آن را به پشتش می کوبید به عقب بچرخد.
با این حال، به زودی زامبی ماده متوجه شد که چیزی اشتباه است. بینی او شبیه بینی سگی بود که چیزی را بو می کشد و حس خطر طبیعی یک زامبی مرتبه دوم او را از نزدیک شدن به مرگ آگاه میکرد.
همه چیز خیلی سریع و در عرض یک ثانیه اتفاق افتاد. بنابراین، هنگامی که زامبی ماده سعی کرد بچرخد، ناگهان دو زنجیر سیاه به شدت به دور اندام او حلقه شدند و به طور موثری حرکات او را مسدود کردند.
«چطور-»
چشمهای زامبی ماده ناخواسته به سمت زمین حرکت کرد و مردمکهایش به شدت تکان خوردند و متوجه شد که خون سیاهی که قبلاً برای تشکیل شلاقهایی که کرههای هوایی را از بین میبردند استفاده میشد، اکنون به اندازهای نزدیک شده اند که دشمنی که قادر به کنترل خون است میتواند حمله غافلگیرانه ای را آغاز کند.
زنجیرهای خون تنها برای مهار زامبی ماده برای یک هزارم ثانیه مفید بود. با این حال، آن میلی ثانیه در نبرد تن به تن بیش از حد کافی بود تا یک جنگجوی قدرتمند جان دشمن خود را بگیرد.
انفجار!
زامبی ماده پس از اینکه متوجه شد فریب خورده است، خود را آزاد کرد و به سرعت چرخید، با این حال، تنها چیزی که دید یک تیر زرشکی رنگ بود که قبل از اینکه بتواند کاری انجام دهد، درست بین ابروهایش فرو رفت.
بای زه مین با سردی به چشمان زامبی ماده ای که حتی بعد از مرگ با کینه به او زل زده بود نگاه کرد. بدنش کمی به جلو خم شده بود و پای راستش را جلوی پای چپش گذاشته و از هر دو دستش برای گرفتن نیزه طلایی استفاده میکرد. دو بازوی کشیده او نیزه را مانند خنجر گرفته بودند. نیزه ای که دور آن را یک شعله سرخ درخشان احاطه کرده بود که سایه دیگری از رمز و راز را به سلاح افسانه ای اضافه می کرد.
او چیزی نگفت و قدرت بیشتری را در ضربه خود قرار داد و باعث شد تا نابودی آسمان در حال سقوط سر زامبی ماده را از این طرف به طرف دیگر سوراخ کند و در نهایت به زندگی او به طور کامل پایان دهد.
[شما قدرت روح فرمانده زامبی مرتبه دوم لانگ نوآن در سطح 71 را دریافت کرده اید...]
بای زه مین به پیامی که در شبکیه چشمش می درخشید و نشان میداد که واقعاً جان دشمنش گرفته شده، اعتنا نکرد و با حرکتی سریع جسد زامبی ماده را درست مانند جسد و سر زامبی نر از بین برد.
او به عقب به گروه زامبی ها نگاه کرد و متوجه شد که در واقع تغییر محسوسی وجود دارد که مورد توجه قرار نمی گیرد.
پیش از این، همه زامبیها بیحرکت ایستاده بودند، اما وقتی متوجه او شدند، فقط زامبیهای اطراف نبودند که به سمت او پیش میرفتند، بلکه حتی آن زامبیهایی که بیش از یک یا دو مایل فاصله داشتند، سعی میکردند او را شکار کنند.
این بسیار غیرمعمول بود؛ زیرا بعد از گذشت دو ماه از آخرالزمان همه می دانستند که زامبی ها به این شکل زامبی های دیگر را تعقیب نمی کنند. به طور خلاصه، حتی اگر یک زامبی متوجه شما شود، به این معنی نیست که یک زامبی دیگر در فاصله یک متری از زامبی اول نیز متوجه شما می شود یا اینکه شما را تعقیب می کند فقط به این دلیل که زامبی اول متوجه شما شده است.
بنابراین، اکنون که دو فرمانده زامبی به طور ناگهانی توسط بای زه مین کشته شده بودند، گروه بیشماری از زامبیها در جلوی ارتش، حرکات خود را برای تعقیب او متوقف کردند، زیرا او در فاصلهای قرار داشت که طبیعتاً توانایی شناسایی او برای این زامبیهای معمولی غیرممکن بود.
بای زه مین ن...
کتابهای تصادفی
